صفحه اصلی درباره ما::ارتباط با ما
.
 
Skip Navigation Links
.
امکان عضويت براي تمام مخاطبان به عنوان خبرنگار افتخاري در سايت باشگاه خبرنگاران افتخاري آريا فراهم شد. خوانندگان محترم خبرگزاري آريا مي توانند با عضويت در باشگاه خبرنگاران افتخاري خبرگزاري آريا، اخبار خود را براي ما ارسال نمايند تا پس از بررسي و تاييد به نام ارسال کننده در سايت باشگاه منتشر شود.
متن مقاله

واقعي/ ملاقات با تشنه راه حقيقت در قطار تهران- مشهد
نویسنده: عليرضا تاجريان
مترجم:
ارسال کننده: عليرضا تاجريان
6 مرداد 1389

از وقتي سوار قطار شدم، حضور او در کوپه ما حس کنجکويي ام را برانگيخت چون مطمئن بودم او يک ايراني نيست، شباهتي به اعراب هم نداشت. لباس هاي بسيار ساده بر تن داشت و روسري سفيدي بر سر کرده بود. يک کتاب کوچک هم در دست داشت و با آرامش خاصي آن را مي خواند. هر وقت صداي پاي قطار آرام مي شد، کلمات انگليسي کوپه 7 را پر مي کرد، اما تنها واژه «God» برايم قابل فهم بود.
 قطار هوهوکنان در هزارتوي سرخ و نارنجي و زرد طبيعت مي پيچيد اما من هنوز با مسافر غريب کوپه 7 سخن نگفته بودم و دل به خاطراتي سپرده بودم که در اين مسير داشتم.
صداي سوت قطار من را از تمام خاطرات مسير گرفت و شروع به صحبت کردم:
- do you speak persian
- yes
- مي توانم اسم و مقصد شما را بپرسم؟
- اسم من " ايوت بالداچينا " و اهل استراليا هستم. مدتي است که نام «ثريا» را براي خود انتخاب کرده ام و براي ديدن حرم امام رضا (ع) مي روم.
- چرا؟
- چون تازه مسلمان شده ام.
- دوست دارم بيشتر از شما بدانم و اينکه چه شد که مسلمان شديد.
- من يک مسيحي متولد شدم، مادرم انگليسي و پدرم ايتاليايي هستند، در کودکي آنها من را به عنوان يک کاتوليک غسل تعميد دادند. نه ساله بودم که مرا براي اعتراف نزديک کشيش بردند. کشيش از من خواست به گناهي که هفته گذشته مرتکب شده ام، اعتراف کنم تا بار گناهانم سبک شود. به او گفتم من در هفته گذشته گناهي نکرده ام، به علاوه، اگر هم خطايي کرده باشم، خودم مستقيما ً به خدا مي گويم و توبه مي كنم. 
- نگفتيد چه شد که مسلمان شديد
- تمام مدت تحصيلات خود را در مدارس کاتوليک گذراندم و داراي مدرك دانشگاهي در رشته هاي جامعه شناسي و حقوق هستم. از دوران نوجواني در درون خود ، احساس مي کردم که بايد آفريدگار عالم، يگانه باشد. قضيه سه خدايي برايم قابل هضم و پذيرش نبود. به نظرم مي رسيد برخي نسبتهاي ناروا كه در انجيل به پيامبران زده شده ، نمي تواند از جانب خداوند باشد . اما محيط کاتوليکي که در آن رشد مي کردم، اجازه تحقيق درباره مسائل مذهبي را نمي داد. در جستجوي خداي واحد ، مذاهب شرقي را مورد مطالعه قرار دادم . البته ابتدا از اسلام دوري مي کردم ، زيرا در مدارس ما تبليغات منفي زيادي درباره اسلام مي شد و ما آموخته بوديم که زن در اسلام تحقير و سرکوب مي شود و از جايگاه انساني برخوردار نيست. درباره هندوئيزم تحقيق کردم، اما برايم هيچ جاذبه اي نداشت. بودائيزم را بهتر ديدم، اما تفکر آنان دور از اصول منطقي بود و نمي توانست عطش مرا سيراب کند. زماني که با مادرم به مصر سفر کردم، آنجا جرقه اي در وجودم روشن شد و مسلمان شدم.
- آن جرقه چه بود؟
- هنگامي که در هواپيما بودم و به سمت مصر مي رفتم ، گوشي را در گوشم گذاشتم که به راديو گوش دهم. با امواج راديو بازي مي کردم که ناگهان صدايي با ريتم خاص و آهنگي جذاب را شنيدم. به نظرم به زبان عربي بود. اينقدر اين صدا برايم آرامش بخش بود که تا آخر سفر موج راديو را تغيير ندادم و به همان صدا گوش كردم، درحالي که اصلا نمي دانستم اين جملات چه مفهومي دارد. در مصر يک روز هنگامي که از کنار قهوه خانه اي عبور مي کردم، دوباره همان صداي آرامش بخش را شنيدم که از راديو در هواپيما شنيده بودم . در جاي خود ميخکوب شدم. پرسيدم اين چه صدايي است؟ گفتند صوت قرآن كريم است. پس از جستجو ، ترجمه انگليسي قرآن را يافتم و آن را مطالعه کردم . به شدت تحت تاثير آيات آن قرار گرفتم. من در اين كتاب شگفت، با مجموعه اي کامل از آداب زندگي روبرو شدم که منطقي و قابل عمل کردن بود. من با انجيل بزرگ شده بودم، ولي احساس مي كردم که قسمتي از آن کلام خدا نيست. آن شب وقتي كه در اتاقم قرآن را خواندم، از همان لحظه شروع، متوجه اختلاف بين اين دو کتاب شدم. پيام قرآن از سوي خداي يگانه بود و بسيار دقيق و روشن، آن شب تا صبح قرآن خواندم و سرانجام به چيزي رسيدم که با تفکراتم همخواني داشت. فکر مي کردم عيسي مسيح (ع) نمي تواند خدا باشد و اگر خدا بود، او در روي زمين با چه کسي مناجات مي کرد؟ اصلا كسي كه خداست، نيازي به مناجات ندارد. قرآن به صورت مستقيم و روشن مي فرمايد : اي اهل کتاب که عيسي (ع) را پسر خدا خوانديد، او فقط يک پيامبر است. آنقدر قرآن مرا به خود جذب کرد که صبح روز بعد به دانشگاه الازهر رفتم و مسلمان شدم.
- حالا چرا مشهد مي رويد؟
- وقتي قرآن خواندم، اين نكته را دريافتم که آموزه هاي اين كتاب، همان چيزهايي است که هميشه در درون خود به آنها مي انديشيدم. در حقيقت، قرآن يک يادآوري است براي آنکه يادمان بيايد چه نقاط پاک و زيبايي در وجودمان هست. لذا با اينکه احکام اسلام را به درستي نمي دانستم، وقتي به استراليا برگشتم، به طور فطري احساس کردم که بايد از محيط گناه و فساد دوري كنم. چند سالي هست به کشورهاي مسلمان سفر مي کنم و از اماکن مذهبي بازديد مي کنم. از مشهد زياد شنيده ام اما به قول خودتون شنيدن کي بود مانند ديدن.

نکته ها:
ابوحامد غزالي، متفكر مسلمان معتقد است ارزيابي تحولات فکري انسان، آسان نيست. براين اساس نمي توان نشاط و هيجاني را که از درک حقيقت، نصيب انسان مي شود، بازگو کرد. درعين حال، بسياري از تازه مسلمانان، پذيرش اسلام را در اثر نوري مي دانند که خداوند در دلهايشان برافروخته و آنها را از چشمه سار حقيقت سيراب ساخته است.


نام نظردهنده:
پست الکترونیک:
متن نظر: *
نظرات شما:
1

سایر مقاله های ارسالی:
9 آبان 1395 رسانه براي دگرگون کردن جهان، من رسانه ها را مي خواهم!
9 آبان 1395 سياسي رسالت يک رسانه خبري در مقابله با شايعه
9 آبان 1395 مديريت مديريت جنگ رسانه اي در دهکده جهاني
30 شهريور 1393 اجتماعي شاهکار ارتباط سازنده
19 شهريور 1393 اجتماعي زنان در برابر اخبار بد آسيب پذيرتر يا مردان؟
11 شهريور 1393 خواندني ها عبور از مشکلات با اراده قوي
6 مرداد 1392 فرهنگي شب قدر؛ شب وصل
18 بهمن 1391 مديريت مديريت جنگ رسانه اي در دهکده جهاني
31 تير 1391 فرهنگي سلام بر رمضان، ماه ميهماني خدا
16 خرداد 1391 فرهنگي علي (ع)؛ خورشيد هميشه تابان تاريخ
16 خرداد 1391 سياسي قيام 15 خرداد، گوياي يک واقعيت
14 فروردين 1391 سياسي 12 فروردين؛ انعکاسي روشن از دمکراسي واقعي
4 بهمن 1390 فرهنگي سيماي مهربان ترين فرشته خاکي در کلام الهي
4 بهمن 1390 فرهنگي ولايت عشق
3 بهمن 1390 فرهنگي در مکتب آخرين رسول الهي
22 دي 1390 فرهنگي کدامين برگ دفتر عشق حسيني را ورق بزنيم؟
26 مرداد 1389 انديشه قرار با خدا
26 مرداد 1389 فرهنگي سلام بر رمضان، ماه ميهماني خدا
20 تير 1389 اجتماعي معادلات عشق/ با چه کسي زندگي کنيم؟
12 خرداد 1389 اجتماعي داستاني بسيار زيبا از رويش يک عشق/ دختري با يک گل سرخ
1 2 3 4 5 6 7
Copyright © 2004-2008 Arya Youth Analysts Clup, All rights reserved.