صفحه اصلی درباره ما::ارتباط با ما
.
 
Skip Navigation Links
.
امکان عضويت براي تمام مخاطبان به عنوان خبرنگار افتخاري در سايت باشگاه خبرنگاران افتخاري آريا فراهم شد. خوانندگان محترم خبرگزاري آريا مي توانند با عضويت در باشگاه خبرنگاران افتخاري خبرگزاري آريا، اخبار خود را براي ما ارسال نمايند تا پس از بررسي و تاييد به نام ارسال کننده در سايت باشگاه منتشر شود.
متن مقاله

احمدپورنجاتي در دومين همايش ملي اعتدال/جاي خالي تفاهم مفهومي واژه اعتدال در بخش انديشه‌ورز جامعه
نویسنده: احمدپورنجاتي
مترجم:
ارسال کننده: انتخاب سردبير
2 آذر 1394
 همايش ملي اعتدال، معصومه ستوده: اين روزها بحث زيادي در مورد اينکه اعتدال چيست در گرفته است؟ بسياري از کارشناسان سياسي تلاش دارند تا اعتدال را به عنوان گفتمان غالب جامعه مطرح کنند اما در برابر عده‌اي هم اعتقاد دارند که اعتدال گفتمان نيست و بيشتر روش‌هاي به کار گرفته شده را مورد توجه قرار مي‌دهد که نشاني از افراط و تفريط نداشته باشد. همين موجب شد تا با احمد پور نجاتي مصاحبه‌اي داشته باشيم. رئيس کميسيون فرهنگي مجلس ششم در مصاحبه خود با کميته اطلاع رساني دومين همايش ملي اعتدال با عنوان «زن، اعتدال و توسعه» ابراز اميدواري مي‌کند که اعتدال درگير چرخه معيوب اشتراک لفظ نشود. 

* يکي از دغدغه‌هاي موجود اين است که گفتمان اعتدال را چطور مي‌توان در درون کشور نهادينه کرد؟ 
در اين مجال قصد من مناقشه در مورد اين موضوع نيست که آيا مي‌توان اعتدال را گفتمان دانست يا خير. 


*حالابه نظرشما مي‌توان اعتدال را گفتمان دانست؟
اتفاقا من هم مي‌خواهم به اين موضوع اشاره کنم. آيا اعتدال يک گفتمان است يا اينکه شيوه و خط و مشي براي تحقق اهداف مورد نظر. نظر من اين است که اعتدال گفتمان نيست و نيازي وجود ندارد که در مورد اين واژه و گفتمان بودن يا نبودن آن بحث کنيم. از ديد من اعتدال اهميت  زيادي دارد کمااينکه جامعه ما ازمنظر فرهنگي و کنش‌هاي اجتماعي و فردي اعتدال بهره‌مند شده است. به همين دليل از اين موضوع که اعتدال گفتمان است يا خير صرفنظر مي‌کنيم. 


*چه بسترهايي لازم است تا اعتدال در جامعه گسترش پيدا کند؟
برداشت من اين است که مهمترين پيش‌نياز نهادينه شدن هر هنجاري در جامعه از جمله هنجار اعتدالي در روش اجتماعي اين است که نوعي تفاهم مفهومي در مورد آن نظريه در گستره جامعه و بخصوص در بخش انديشه‌ورز جامعه ايجاد شده باشد. يکي از مهمترين مشکلات در تحولات اجتماعي در طول تاريخ گذشته، گرفتارشدن در چرخه معيوب اشتراک لفظ است. زمانيکه يک واژه توسط خواص جامعه به کار برده مي‌شود. بين خواص و قشر انديشه‌ورز از نظر مفهومي برداشت‌هاي مختلفي در مورد اين واژه ايجاد مي‌شود. از سوي ديگر در جامعه نيز چنين عارضه‌اي مشاهده مي‌شود که در نهايت آثار مثبت آن واژه را کاهش مي‌دهد. در سالهاي اخير اعتدال  بيشتر مورد تاکيد قرار گرفته و دولت يازدهم به صورت مشخص اعتدال را به عنوان رويکرد خود انتخاب کرده است. با وجود انکه اصلاح‌طلبان هم در اين راستا با اين شعار همنوايي لازم را انجام داده‌اند،اما هنوز اعتدال تعريف مشخصي ندارد. آيا اعتدال را مي‌توان مفهوم معدل‌گيري بين دو عدد صفر و صد دانست که در واقع نوعي ميانه‌گيري است يا اينکه اعتدال به مفهوم سازش در برابر ناملايمات و فشارهاي و ناتواني‌ها است؟ آيا ميانه‌روي نوعي حرکت گام به گام و لاک‌پشتي براي رسيدن به هدف است؟ ايا اعتدال به مفهوم ناديده گرفتن آرمان‌ها است که رسيدن به آن نيازمند قدم‌هاي سخت و طاقت فرسا است يا اينکه مفهوم ديگري دارد. آيا اعتدال مفهومي اخلاقي دارد که در اينصورت در حوزه اخلاق فردي بايد آن را مورد توجه قرار داد. اگر اين موضوع در حوزه اخلاق فردي مورد توجه قرار بگيرد جامعه معتدل خواهد شد. سوال ديگر اين است که آيا اعتدال بايد در ساختار سياسي جامعه مورد توجه قرار بگيرد تا در جامعه ساري و جاري شود. اين پرسشها بعد از انجام توافق که نيازمند گفتگوهاي بيشتري است، مي‌تواند ساختار نهادينه‌سازي وخط و مشي اعتدال را جامعه روشن مي‌کند. 


*رويکرد اعتدال را در چه بخش‌هايي مي‌توان مورد بررسي قرار داد؟
موضوع اعتدال را مي توان در سه عرصه مشخص و مهم به مثابه يک هدف ملي مورد توجه قرار داد تا به تدريج بتواند الگوي متفاوت از يک جامعه باورمند به اعتدال را به تصوير بکشد. عرصه اول که از اهميت بسيار زيادي برخوردار است عرصه حاکميتي است. اگر در هر موضوع ديگري ما به اين اعتقاد داشته باشيم که در گام نخست در يک فرايند طولاني فرهنگ‌سازي بايد تحولات مورد نظر اتفاق بيفتد و بعد اين تحولات در سطوح ساختار سياسي جامعه مشاهده شود، بايد گفت که در اين مورد با توجه به شرايط سياسي موجود در کشور و قطبي شدن شرايط که متاسفانه در سالهاي اخير شدت بيشتري پيدا کرده است،مي‌توان گفت که بايد اولويت را براي تحول اعتقادي به راس مخروط سياسي جامعه دادو در نهايت بايد اجازه داد که اداره‌کنندگان جامعه از خودشان شروع کنند. در اين عرصه امکان دارد که اين چالش پيش روي ما قرار بگيرد که تمام اين ساختار در اختيار دولت نيست و اين سخن بسيار درست است. با توجه به اينکه دولت مبتکر اين ايده بوده و از سويي دولت و قوه مجريه در ساختار سياسي جامعه جايگاه بسيار مهمي دارد ،به همين دليل مي‌تواند کارهاي بزرگي را اين حوزه انجام دهد.بهتر است تا مسئله سنجش علمي و کارشناسانه علل و عوامل عدم اعتدال در سياست‌گذاري‌ها و برنامه‌ريزي‌ها و اقدامات عملي دستگاه اجرايي دولت در اولويت قراربگيرد. اين عرصه نيازمند مسئله‌شناسي است تا مشخص شود تا به چه دلايلي رويکردهاي غيراعتدالي در دستگاه اجرايي اجرا مي‌شود. برخي از اين بررسي‌ها متوجه سياست‌گزاري‌ها و برخي اقدامات صورت گرفته است. اين نکته به عنوان نهضت سنجش در تمام سطح بايد مورد توجه قرار بگيرد. 


*يعني عملکردها را از منظر اعتدال مورد بررسي قرار دهد؟
بله. شايد مجال اين نباشد که موضوع به صورت مصداقي‌تر مورد بررسي قرار بگيرد اما مي‌توان اين موضوع را در وزارت‌خانه‌ها مورد بررسي قرار داد. به طور مثال دو وزارتخانه علوم و بهداشت که متولي حوزه اموزش عالي کشور هستند مي‌توانند با سنجش علمي و کارشناسانه وضعيت اعتدال را در مجموعه خودشان مورد بررسي قرار بدهند. در اين صورت به اين نتيجه مي‌رسند که تصميمات اتخاذ شده در همه بخشها اعم از بخش‌هاي آموزشي و اجرايي به موارد بسيار مهمي داراي انحراف  از شاقول و شاخص سنجش اعتدال است. همه اين موضوعات سياسي نيست بلکه موضوعات کلان را مورد توجه قرار مي‌دهد. به طور مثال اگر توسعه کمي مراکز اموزشي يا تصميم‌گيري که در مورد رشته تحصيلي و چه بسا تعداد دانشجويان انجام مي‌شود، شما متوجه مي‌شويد که در اين مورد اشتباهاتي رخ داده است. امکان دارد که در اين حوزه دچار افراط يا تفريط شده باشيد . زماني که ميزان خروجي دانش‌آموختگان ما در کشور با بازار کار تناسبي ندارد و فارغ التحصيلان دچار بيکاري آشکار وپنهان مي‌شوند اين حکايت از آن دارد که برنامه‌ريزان رويکرد غير اعتدالي را در پيش گرفته‌اند. در اين حوزه موضوع بسيار حساس و ظريف مي‌شود. در همين  دو وزارتخانه  مي‌توان نوع رفتار مديران دانشگاهي را با فعاليت‌هاي فوق‌برنامه‌اي دانشجويان را رصد کرد در بسياري از موارد  با نوعي برخورد افراطي يا تنگ‌نظرانه مواجه بوديم يا برخوردهاي تفريطي که خارج از حوزه اختيارات بوده است. نکته دوم در عرصه اول اين است که سازوکارهايي براي اصلاح عملي رويکردهاي غيراعتدالي درنظر گرفته شود. به اين منظور براي پايش رفتارهاي اعتدالي بايد سازوکاري تدوين شود تا به صورت مستمر عملکرد دستگاه را بررسي کند تا مشخص شود تا اين دستگاه در کجا رفتار غيراعتدالي رخ داده است. البته اين کار نبايد به صورت موردي و بدنبال گلايه افکارعمومي يا رفع نابساماني‌ها صورت بگيرد.  


*گروه‌هاي مرجع در کدام قسمت قرار مي‌گيرند؟
عرصه دوم عرصه خواص بوده و گروه‌هاي مرجع نه به دليل اينکه الگوهاي موجه  قابل قبول را براي جامعه تعريف کرده و مورد قبول جامعه است بلکه نقشي که در نظريه‌پردازي موضوع خواهند داشت بسيار مهم است. از اين دو مقوله مهمتر،با نوع رفتار دروني خودشان با يکديگر مي‌توانند براي جامعه الگو سازي کنند . به عبارت ديگر اين الگوهاي مرجع که از نظر سليقه سياسي با يکديگر متفاوت باشد وقتي در ارتباط با يکديگر حتي از مواضع مختلف يک الگوي اعتدالي را ارائه مي‌دهد به طور ضمني مي‌تواند جامعه را به يک الگوي مطلوب متمايل کنند. اما اگر اين اتفاق رخ ندهد و جامعه مشاهده مي‌کند که داعيه‌داران دانش ونظريه‌پردازي در جامعه توان يک برخورد مناسب با يکديگر راندارند. در اين شرايط ديگر نمي‌توان از عامه مردم توقعي داشت. به همين دليل عرصه دوم يعني عرصه خواص از اهميت زيادي در نهاينه‌سازي فرهنگ اعتدال برخوردار است. 


*اين اهميت به دليل نقش آنها در نظريه‌پردازي است ؟
بله. اين بخش با وجود توانمندي در پردازش موضوع ، دست بازتري درتوسعه فرهنگ اعتدال دارد. به همين دليل با توليد مفهومي فرهنگ اعتدال مي‌تواند کمک بسيار بزرگي بکند. يادمان باشد که مقصود از نظريه پردازي ، مفهوم‌سازي و تفسير مفهوم اعتدال صرفا شعار اعتدال سر دادن نيست. متاسفانه ما شاهد بوديم که گاه اعتدال به مثابه يک چماق و ابزار زد و خورد از سوي برخي از جريانات سياسي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. يعني برخي به عنوان ناسزاي سياسي  به جاي اينکه به جريان رقيب انتقاد کنند و مثلا بگويند که شما سازشکار هستيد به آنها مي‌گفتند که شما ميانه‌رو بوده و اعتدالي هستيد. اين شيوه،شيوه نادرستي است به همين دليل بايد درسطح خواص جامعه که افکار عمومي براي آن احترام قائل بوده و وجود انها را به مثابه فيصله بخش براي تصميم گيري فکري و عملي قبول دارد بايد خودشان نخستين عاملان به افکار عمومي باشند. در همين عرصه خواص و گروه‌هاي مرجع نيازمند سازوکارهاي پايش و داوري هستند. اگر يک شخصيتي که به عنوان يک کنشگر سياسي و اجتماعي مواضعي را پيرامون هر موضوعي اتخاذ کرده و در مورد مسائل مختلف در جامعه اظهار نظر مي‌کند از محدوده اعتدال در جامعه خارج بشود بايد يک سازو کار موجه و مقبول تاثير گذار، پيش‌بيني شده باشد که به اين فرد تذکر بدهد و اين تذکر مورد قبول قرار بگيرد. اين تذکر به عنوان ضمانت معنوي  اجتماعي مورد قبول قرا ر بگيرد ازنظر اينکه افکار عمومي هم متوجه اين رفتار مي‌شود. در اين صورت فرد اين رفتار را تکرار نکند. به طور شفاف جامعه ما نيازمند يک هيئت منصفه خواص در جامعه است. منظور من اين نيست که بايد سازماني به وجود بيايد بلکه بايد سازوکاري ايجاد شود. در اين صورت اگر هر صاحبنظري از محدوده اعتدال در اظهارنظر و نوع رفتار اجتماعي خارج شود مورد تذکر قرار مي‌گيرد. اين سازو کار در حال حاضر وجود ندارد کما اينکه به صورت قبيله‌اي يک قبيله از خطاي فرد وابسته به خود دفاع کرده و اگر همان خطا در قبيله سياسي ديگر اتفاق بيفتد. آن قبيله، قبيله مورد نظر را مورد حمله قرار مي‌دهد. اين رويکرد نشان مي‌دهد که يک بام و دو هوا است و اعتدال خوب است به شرط اينکه در مورد خود آنها به کار برود. عرصه سوم عرصه عوام جامعه است. در اين عرصه يکي از پيچيده‌ترين و در عين حال ارزشمندترين عرصه‌هاي تحقق فرهنگ اعتدال است که با توجه به ويژگي‌هاي فرهنگ ايران نمي‌توان براي آن رابطه تقدمي و تاخري قائل شد. به عبارت ديگر نمي‌توان گفت که ابتدا بايد در دو عرصه ديگر اعتدال به وجود بيايد تا بعد جامعه معتدل شود. ولي حقيقت مطلب اين است که عرصه عمومي جامعه مانند بسياري از جوامع شرقي نگاهش به آن دو عرصه است يعني  بالا و پايين رفتن هنجارهاي اجتماعي را مي توان با تغييراتي که در آن دو عرصه اتفاق مي‌افتد سنجيد. نوعي رابطه تابع و متغير وجود دارد.  به عبارت ديگر مردم به خط و مشي مديران خود حرکت مي‌کنند. اين واقعيت را نمي‌توان ناديده گرفت. با اين حال مستقل از دو عرصه ديگر مي توان در عرصه عمومي کارهايي را انجام داد که بخش مهم و اساسي آن بايد در عرصه رسانه رخ بدهد. رسانه به مفهوم گسترده‌تر از آن چيزي است که معمولا تصور مي‌شود. به عبارت ديگر فراتر از روزنامه‌ها و صدا و سيما است. گمان مي‌کنم که تمام واسطه‌هاي پيام‌رساني در جامعه ما شامل نشريات ومطبوعات و صدا و سيما و تريبون‌هاي عمومي و شبکه گسترده براي انتقال مفاهيم ديني حتي موضوعات پرورشي و ...همه مشمول اطلاق واسطه فرهنگ‌سازي و رسانه قرار مي‌گيرند.


*به نظر شما رسانه‌هاي ما اعتدال را به تصوير مي‌کشانند؟
اگر بخواهم از موضع نقادانه وضعيت وجود را بررسي کنم بايد بگويم که عرصه رسانه‌اي ما به اين مفهوم گسترده بسيار اندک تجلي‌گاه فرهنگ اعتدال است. يک بخشي از آنها توليد کننده مفاهيم افراطي و غيراعتدالي هستند. گروه ديگر به نابساماني فرهنگي در جامعه و تند و تيز کردن و قطبي کرد جامعه و صفر و صد کردن و تزريق مطلق‌گرايي کور و متناسب با هدف‌هاي آشکار و پنهاني که دارند ، به اين موضوع دامن مي‌زنند. اين گروه، فضاي افکار عمومي را شبيه يک چانه خمير در دست خود شکل مي‌دهند. گاه در قالب چهره خشن و غير معتدل اين کار را انجام مي‌دهند. رسانه‌هاي بسيار اندکي وجود دارند که به صورت مستمر و پايدار در برابر موج‌هاي افراطي يا تفريطي مقاومت کرده و بر حرکت اعتدالي پايمردي کنند. 


*وضعيت رسانه ملي را در اين حوزه چطور ارزيابي مي‌کنيد؟
بدون قضاوت فله‌اي مي‌توان گفت که صدا و سيما به عنوان يک رسانه ملي کارنامه قابل قبولي در زمينه گسترش فرهنگ اعتدال نداشته و بالعکس در برهه‌هايي نقش بسيار فرساينده و تخريب کننده‌اي از خود بروز داده است که البته از طريقه سياسي مديران اين رسانه نشات گرفته است. اين مسئله در برخي از نهادهاي نظام هم مشاهده شده است همچنانکه در مجلس هم شاهد بوديم که به اين شيوه نادرست دامن زده و به جاي کمک کردن به تحکيم فرهنگ اعتدال جامعه را دچار نوعي اغتشاش ذهني کردند. اينها مسائلي است که اگر توان حل آن را ندارند لااقل مي‌توانند از موضع نقادانه،يک فضاي نقد اعتدالي را به وجود بياورند. با طرح اين  موضوع ، نوعي اجماع اجتماعي در مورد بد بودن و ناپسند بودن به روشها ايجاد  شده و موجب مي‌شود تا شيوه‌ها و روش‌هاي غيرمعتدلانه دچار انزوا شوند کما اينکه اندکي شده است. شما بايد به اين نکته توجه کنيد که فرهنگ سازي از جنس پروسه بوده و بسيار طولاني مدت است. به همين دليل نظام آموزشي ما با تاکيد بر وجوه پرورشي از دوره‌هاي ابتدايي مدارس به اين موضوعات توجه ويژه بکند.  در همه عرصه‌هاي آموزشي ما اين موضوع به عنوان يک مزيت مورد توجه قرار بگيرد تا اگر قرار شد هويتي براي ايرانيان تعريف شود و پسوندي براي ايراني‌ها استفاده کنند گفته شود که ايراني‌ها انسان‌هاي معتدلي هستند. به نظرم بايد اين چشم‌انداز را متصور شد. امکان دارد که فردي بگويد که بهتر است که ايراني‌ها را با صفت انقلابي بودن و شجاع بودن بشناسند. من مخالف ساير صفات نيستم اما برجسته‌سازي وجه اعتدالي در حال حاضر بزرگترين خدمتي است که هويت ايراني در عرصه ملي و گستره جهاني به آن نياز دارد.   


نام نظردهنده:
پست الکترونیک:
متن نظر: *
نظرات شما:
1

سایر مقاله های ارسالی:
9 آبان 1395 انديشه زندگي در حکم سلف سرويس است
2 آذر 1394 اجتماعي نوزادان معتاد در مجلس؛ روزانه چند معتاد در کشور متولد مي شود؟
2 آذر 1394 اجتماعي از دختران فراري و زنان در معرض خشونت تا کارتن خوابي با رنگ و بوي زنانه !
2 آذر 1394 اجتماعي معاون رئيس جمهور در امور زنان بيان کرد / حمايت از زنان براي استفاده از ظرفيت شرکت‌هاي دانش بنيان
2 آذر 1394 اجتماعي يادداشتي از زهرا شجاعي/حوزه مردانه سياست و نقش زنان
2 آذر 1394 اجتماعي يادداشتي از هادي خانيکي/نسبت نابرابر مهارت‌ها و جايگاه زنان
2 آذر 1394 اجتماعي يادداشتي از شهيندخت مولاوردي /دولت اعتدال و اميد زنان
2 آذر 1394 اجتماعي يادداشتي از ابوالفضل شکوري/زنان مديراني معتدل تر از مردان
2 آذر 1394 اجتماعي انتقادات و پيشنهادات دکتر ناصر مهدوي/گفتمان اعتدال؛ از ارسطو تا روحاني
2 آذر 1394 اجتماعي روايت جلودارزاده از دومين نمايشگاه نقش آفريني زنان در توسعه پايدار/نقش زن ايراني در خروج از رکود پررنگ مي‌شود
2 آذر 1394 اجتماعي يادداشتي از دکتر مرتضي دهقان‌نژاد/زنان متنفذ دربار صفوي
2 آذر 1394 اجتماعي يادداشتي از سعيد معيدفر، جامعه شناس/تحقق مطالبات زنان در گرو به کارگيري اهرم‌هاي فشار
2 آذر 1394 اجتماعي يادداشتي از علي محمد حاضري/مشارکت سياسي بانوان مطالبه‌اي زودرس
2 آذر 1394 اجتماعي يادداشتي از غلامرضا انصاري/حذف زنان از عرصه مديريت، محصول توسعه نيافتگي
15 مهر 1393 اجتماعي چرخه خواب چيست و چقدر خواب کافي است؟
14 مهر 1393 خواندني ها خوشبختي چه رنگيه؟
13 مهر 1393 خواندني ها شکم چاق بيمارتان مي کند
12 مهر 1393 اقتصادي اشتباهاتي که جهان را درگير بحران کرد
9 مهر 1393 مديريت 10 مهارت ارتباطي که بايد کسب کنيم
7 مهر 1393 علمي مراقبت از اعضاي بويايي و شنوايي
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ...
Copyright © 2004-2008 Arya Youth Analysts Clup, All rights reserved.