صفحه اصلی درباره ما::ارتباط با ما
.
 
Skip Navigation Links
.
امکان عضويت براي تمام مخاطبان به عنوان خبرنگار افتخاري در سايت باشگاه خبرنگاران افتخاري آريا فراهم شد. خوانندگان محترم خبرگزاري آريا مي توانند با عضويت در باشگاه خبرنگاران افتخاري خبرگزاري آريا، اخبار خود را براي ما ارسال نمايند تا پس از بررسي و تاييد به نام ارسال کننده در سايت باشگاه منتشر شود.
متن مقاله

علي (ع)؛ خورشيد هميشه تابان تاريخ
نویسنده: عليرضا تاجريان
مترجم:
ارسال کننده: عليرضا تاجريان
16 خرداد 1391

سيزده رجب ميلاد فرخنده مولودي است که دگرگون ساز دلها و زندگي هاست. شخصيتي بي نظير كه با اجراي عدالت، نبض جامعه را به تپش درآورد و اميد به استقرار حق و انسانيت را در دلها زنده كرد.
تولد اهل بيت پيامبر،  تولد نيكي ها و زيبايي هاست؛ آنها راستي، ايمان، فداكاري، عدل و قسط را به ارمغان مي آورند و علي (ع)  همان خورشيدي است كه در همه تاريخ زنده و درخشان است و راه را نشان مي دهد هركس مي تواند در معرض اين نور روشنگر قرار گيرد و از آن بهره مند شود.
علي (ع) ازجمله برجستگان تاريخ است كه فطرت سالم و پاكش، او را نه فقط در يك زمينه، بلكه در همه ابعاد انساني ممتاز كرده است حضرت علي در كنار انساني فرهيخته و بي نظير همچون حضرت محمد (ص) پرورده شد و آموزه هاي سرشار از بصيرت و حكمت را از او دريافت كرد علاوه برآن، استعدادهاي فطري و خدادادي شگفت و سرشار علي موجب شد كه او به عنوان انساني كامل و حقيقت جو فراروي همه عصرها و نسلها قرار گيرد.
جامعه انساني چون اقيانوسي مواج است و امواج آن، افرادي برجسته و ممتاز هستند که مي خروشند و به پيش مي روند تا روح حيات را تا دورترين نقطه اين اقيانوس گسترش دهند. پيشواي بزرگ جهان اسلام ، علي ( ع ) از چهره هاي بسيار درخشان و نمونه عالي انسان کامل در اقيانوس انسانهاست. 
علي ( ع ) با ايمان،خلوص، تقوي، علم، بخشش، شهامت، عطوفت، دادگري و ساير ارزشهاي انساني خود، امواجي را در جان بشريت پديد آورد موج شخصيت وي همگام با زمان پيش رفت و اثر آن در هر دوره عظيم تر و جهاني تر شد تا آنجا که دوست و دشمن او را ستودند. 
ويژگي برجسته علي (ع) آن است که او نه يك فرد، بلكه به عنوان يک مکتب شناخته شده است. صفات او، آينه تمام نماي اسلام است. به همين جهت، علي (ع)، سطح وسيعي از ملتها را مجذوب شخصيت خود ساخته است.

علي (ع) برجسته ترين پيرو پيامبر (ص) 
علي (ع ) در خانواده اي چشم به جهان گشود كه از لحاظ فضايل اخلاقي و انساني در طوايف عرب زبانزد بود. فتوت، هوش و شجاعت از خصوصيات اين خاندان است که حد اعلاي آن در وجود حضرت علي (ع ) تجلي يافت. علي (ع) از کودکي در دامان بزرگترين معلم بشريت، حضرت محمد (ص) پرورش يافت. عشق و علاقه پيامبر (ص) به علي (ع) تا آنجا بود که در شبي كه دشمن قصد كشتن پيامبر را داشت، امام علي (ع) جان خود را سپر بلا كرد و به جاي رسول خدا در بستر او خوابيد. قوت فهم و ادراک علي (ع ) به حدي بالا و عميق بود که با سن كم، دعوت پيامبر را لبيک گفت و اولين مردي بود كه به اسلام گرويد . 
علي (ع) خود مي فرمايد: « پيامبر مرا در دامان خود پروراند. در کودکي مرا چون فرزند خويش در آغوش گرمش مي فشرد و در جايگاه مخصوصش جاي مي داد. آن چنان به پيامبر نزديک بودم که عطر خوش او را احساس مي كردم . هر روز نكته هاي تازه اخلاقي به من مي آموخت.»
آري علي (ع) برجسته ترين پيرو پيامبر گرامي اسلام (ص) و جامع ترين سرمشق براي رهروان راه حقيقت است؛ علي (ع) پس از پيامبر، مصداق و الگويي از انسان كامل است او در اوج عرفان و عبادت و سلوك، دغدغه عدالت و امنيت مردم را داشت در كشاكش  معادلات پيچيده سياسي، ارزش هاي انساني و معنوي را مدنظر داشت حكومتداري و ساختن جامعه، او را از خودسازي و تربيت نفس باز نمي داشت و درعين سخت گيري با دشمنان، نسبت به مردم بويژه محرومان و بينوايان، بسيار مهربان و رئوف بود او آن گونه بود كه پيامبر بزرگ اسلام (ص ) به يكي  از يارانش سفارش فرمود: اي عمار اگر ديدي علي به تنهايي از يك راه مي رود و تمام مردم به راهي ديگر مي روند، به راه علي برو،  زيرا او تو را به نابودي نمي كشاند  و تو را از مسير هدايت و رستگاري خارج نمي كند.
علي (ع) دانشمند ترين فرد پس از پيامبر (ص ) است وي كوه بلند دانش و  آگاهي است كه از دامنه اش آبشارهاي فراوان جاري است و اجتماع انسانها را طراوت و نشاط مي بخشد او تلاش بسيار كرد كه پيش از آنكه مردم او را از  دست بدهند، رموز قرآن، معارف اسلام و راههاي هدايت را به آنها بياموزاند. 
امام باقر (ع) در حديثي مي فرمايد: خداوند همه دانش هاي پنهان پيامبران را براي رسولش، حضرت محمد (ص ) گرد آورد و رسول خدا (ص) همه آن دانشها را به علي سپرد.

بندگي علي (ع) در مقابل پروردگار 
به تعبير علي (ع)، آن كس كه درپي عظمت و بزرگي است،  بايد سر بر آستان خدا بگذارد و آن كس كه در پي رستگاري است، بايد امروزش از ديروز بهتر باشد.
وي فرمايد: هركس كه دو روز او يكسان باشد، مغبون و زيانكار است. آن حضرت ضمن اينكه دعوت به اقامه حق و عدل مي نمايد، مي فرمايد: واقعيت جز اين نيست كه من و شما همگي بندگاني هستيم در ملك پروردگاري كه جز او پروردگاري نيست.
رسول خدا (ص) علي (ع) را شيفته ذات خداوند مي دانست و مي فرمود: اي علي، خداوند تبارك و تعالي تو را به چيزي زينت بخشيده كه هيچ بنده اي از بندگان خويش را به آن مزين نفرموده و كسي ( جز تو ) شايسته آن نيست كه به اين مقام برسد و آن، زهد در دنياست. 
علي (ع) اين واقعيت را در نامه اي كه به عثمان بن حنيف فرماندار بصره نوشته است، چنين يادآور مي شود:
به خدا قسم از دنياي شما طلا نيندوخته و از غنيمتهاي آن مال فراواني  ذخيره نكرده ام پيشواي شما از دنيا به دو لباس كهنه و دو قرص نان اكتفا كرده است مرا با تقوي و كوشش و پاكدامني و درستكاري ياري كنيد.
حضرت علي (ع) آنجا كه از ياد خدا و توكل بر او سخن مي گويد، عطر محبت الهي را بر جان آدمي مي افشاند و فضاي انديشه را با زيباترين واژه ها مي آرايد؛ ايشان در توصيه اي به فرزندش امام حسن (ع) چنين مي فرمايد: فرزندم، شهر دل را به ياد خدا آباد ساز و به نيروي پرتوان او متكي باش در همه كارها چه سخت و چه آسان، به آستان مقدس خداوند پناه آور و خود را به او بسپار كه پناهگاهي امن و استوار است.

رابطه علي (ع) با قرآن کريم 
حضرت علي (ع) از همان دوران كودكي همانند تشنه اي كه به آب زلال برسد،  آيات قرآن را فرا مي گرفت و لذت عبادات شبانه را در تلاوت آيات قرآن مي جست. ايشان قرآن را درياي ژرفي مي داند كه شگفتيهاي آن، پاياني ندارد آن حضرت درمورد اين كتاب مي فرمايد: قرآن را فرا گيريد كه آن بهترين گفتار است و در آن تامل و تدبر كنيد كه بهار دلهاست بدانيد قرآن، خيرخواهي است كه هيچگاه نيرنك نمي زند و راهنمايي است كه گمراه نمي كند كسي با قرآن نمي نشيند جز اينكه وقتي برمي خيزد، بر هدايت او افزوده مي شود آن را نيكو تلاوت كنيد كه سودمندترين بيان است.

گفتار و کردار حضرت علي (ع) 
گفتار و عمل آن حضرت، سرمايه گرانقدري است که زيباترين مفاهيم مقاومت، شجاعت و عدم سازش در برابر ظلم را در خود جاي داده است، زيرا علي در سراسر عمر خود، با حقيقت زيست و بر مركب حق سوار بود. علي (ع) به حقانيت راه خود يقين كامل داشت و اين يقين سبب شده بود که در وجود علي (ع )، ترس جايي نداشته باشد، مگر در يک مورد و آن اينکه مبادا حقوق الهي ضايع شود. 
علي (ع) از هر تعلقي رهاست و عصيان كه نمونه اي از پليدي است، از او دور است او بزرگمردي ژرف انديش است و سكوت او بيانگر منطق استوار اوست. علي با حق زندگي مي كند و آن را جاري مي سازد در نظر او مخالفت با حق،  يا از ناآگاهي است و يا از زياده طلبي. 
مهر و عاطفه از معيارهاي بنيادين منش، رفتار و گفتار علي بود. بينش نافذ علي (ع)، با عواطف سرشار او پيوند خورده بود و به زندگي انسانها،  تپندگي، جان و حيات مي بخشيد. مردم دوستي و عشق و شيفتگي در وجود امام در حد اعلاست او تنها به كمك كردن اكتفا نمي كند، به خانه بيوه زني مي رود كه فرزنداني كوچك دارد تنورش را روشن مي كند، نان درست مي كند و با دست مبارك خود به دهان بچه هاي او نان مي گذارد اوج خرسندي علي (ع) هنگامي بود كه لبخندي بر چهره محروم و يتيمي مي نشاند. 
حضرت علي (ع) به تفكر و انديشيدن بسيار اهميت مي داد و آن را از ضروريات زندگي مي دانست و مي فرمود: هركس نيكو فكر كند، خوار نمي شود ديدگاهها را در برابر يكديگر قرار دهيد، تا حقيقت از آن زائيده شود. 
ايشان درجايي ديگر مي فرمايد: تفكر و تامل در كارها سبب يافتن راه حق است و غفلت از آن موجب تباهي است.

حکومت علي (ع) 
نگاه حضرت علي (ع) به حكومت و زمامداري اين بود كه اين منصب، وسيله اي براي احقاق حق مظلومان است؛ علي بن ابيطالب حكومت را براي انجام وظيفه الهي  پذيرفت تا بوسيله آن حق مظلومان را بگيرد و يا از ظلم ستمگران جلوگيري كند حكومت علي (ع) بر محور حق قرار دارد و از همين نقطه است كه حكومت او با ساير حكومتها متمايز مي شود.
در نگاه علي (ع)،  محور همه عالم،  خداوند بي همتاست و تلاش او برآن بود كه ارزشهاي لطيف الهي و انساني در جامعه رواج يابد او حكومت را طعمه اي لذيذ براي غارت اموال مردم نمي داند، لذا حكومتش خودمحور، خودكامه و متجاوز نيست از همين نقطه است كه راه او در حكومت،  از اكثر حكومتهاي گذشته و امروز جدا مي شود. 
علي (ع) معتقد است که ظلم گرايي، راز سستي و بي ثباتي حکومت هاست و عدالت سپر استوار دولتهاست. با وجود ظلم در نظام سياسي، دين و دنياي مردم نابسامان و آشفته مي شود. علت گرايش به ظلم، چيزي جز افزون طلبي و مطامع دنيوي نيست و ظالمان براي دستيابي به مقاصد خود، همه مرزهاي اخلاقي و انساني را در مي نوردند. امام علي (ع ) در سخني مي فرمايد:« اگر دو گرگ از دو طرف به گله اي حمله كنند، بدتر نيست از اينکه رياست طلبان و قدرتمندان به جان مردم بيفتند . » از ديدگاه علي (ع)، بايد تعامل متعادلي بين حاکمان و مردم برقرار باشد. بدين شكل كه مردم براي تامين امنيت خود به زمامداران اعتماد و تكيه كنند. از سوي ديگر ، حاكمان، مردم را شايسته آرامش و رفاه و دريافت بهترين خدمات بدانند. در اين صورت نظام سياسي دچار آفت نخواهد شد.
در دوران حكومت حضرت علي (ع) سه عامل مهم، محور اداره جامعه بودند و اين سه عبارت بود از حق طلبي، عدالت خواهي و مردم گرايي. 
از دغدغه هاي فكري امام علي (ع) درزمينه حكومت و وظايف واليان، مقابله با ظلم، تبعيض و گسترش عدل و دادگري است ايشان در دوران حكومتش، هنگامي كه مطلع شد كه گروهي به  منطقه تحت الحمايه او تجاوز نموده و اموال مردم را غارت كرده اند و ضمن اين يورش زني غيرمسلمان مورد ستم قرار گرفته، آن چنان منقلب شد كه فرمود: اگر مسلماني از اندوه اين حادثه بميرد،  بر او سرزنشي نيست.
حضرت علي (ع ) در منشور فرمانروايي اش، انصاف با مردم را توصيه مي كند و از ظلم و پي آمدهاي آن بر حذر مي دارد و چنين مي فرمايد: با مردم به  انصاف رفتار كنيد، زيرا اگر چنين نكنيد،  ستم كرده ايد و هركس به بندگان خدا ظلم كند، خدا به جاي بندگانش، دشمن او خواهد بود و هركس كه خدا دشمنش باشد، منطقش را درهم مي كوبد خدا دعاي ضعيفان را مي پذيرد و در كمين بيدادگران است. 
امام علي (ع) در دوران حكومت خويش همواره به نقش مردم در تحولات اجتماعي و رشد يا انحطاط جامعه توجه داشت و از نگاه ايشان اتخاذ راهكارهايي براي حفظ ارتباط تنگاتنگ ميان طبقه حاكم و مردم ضروري بود لذا مردم را در جريان امور كشور قرار مي داد و به كارگزاران خود نيز اين شيوه را توصيه مي كرد.
به گواهي تاريخ، علي (ع) قبل از هركس به آنچه در منشور حكومتي خودآورده بود، عمل مي كرد او در زندگي خويش تنها به شرافت و كرامت انسانها و حقوق متعالي آنها مي انديشيد و براي مردم ارزش واحترام بسيار قائل بود  تا آنجاكه ايشان در روزهايي خاص خارج از مقر حكومت مي نشست و مردم بدون هيچ مانع و به راحتي با آن حضرت ملاقات كرده و مشكلات خود را مطرح مي كردند حكومت علي (ع) ازآنجاكه تكيه بر رحمت و مهر داشت از فريبكاري، خشم و ارعاب به دور بود . علي (ع) در همين مورد مي فرمايد: مهرباني و خوش رفتاري با توده هاي مردم را در دل خويش جاي ده و با آنان به محبت و نيكويي رفتار كن هرگز مباد كه برايشان درنده اي خون، آشام باشي كه خوردنشان را غنيمت شماري. 
از شاخصه هاي حكومت امام علي (ع) آزادي مردم و مشاركت دادن آنها در اداره حكومت بود او با اينكه از جانب پيامبر (ص) برگزيده شد و پس از او شايسته ترين فرد براي رهبري جامعه بود،  تا زماني كه مردم به او روي نياوردند، در مسند حكومت قرار نگرفت علي (ع) در اوج قدرت، دربرابر مردم بسيار فروتن و نرمخو بود و از آنها در انجام كارها ياري مي خواست. علي (ع) مي فرمود: هركس با مردم مشورت كند، خود را در خرد آنان شريك مي سازد. 
در جامعه علي (ع)، مردم از آزادي بيان و ابراز عقيده برخوردار بودند به اعتقاد علي (ع) اگر مردم بويژه انديشمندان بتوانند ضعفها و كاستيها را بيان كنند، جامعه رشد همه جانبه مي كند؛ روزي امام (ع) بر بالاي منبر بود مردي آمد و سوالي پيچيده را پرسيد علي (ع) كه گنجينه عظيم علم و دانش بود، بلافاصله پاسخ گفت در اين هنگام يكي از مخالفان علي (ع) از ميان جمعيت به امام توهين كرد و درعين حال باوجود كينه اي كه نسبت به امام داشت، به علم ايشان اعتراف كرد و گفت: او چقدر دانشمند است ياران علي از توهين آن مرد به خشم آمدند و خواستند كه متعرض او شوند اما علي (ع) به آرامي فرمود: رهايش كنيد، او تنها به من ناسزا گفت. 
علي (ع) در گزينش كارگزاران و استانداران، افراد برخاسته از متن مردم را انتخاب مي كرد و شديداً از گزينش وابستگان به اشراف و طايفه ها پرهيز مي نمود او به فرمانده مصر، مالك اشتر فرمود: اي مالك، بايد كساني را ( براي اداره امور ) برگزيني كه شايسته باشند افرادي كه نه تنها چاپلوسي نمي كنند، بلكه تلخ ترين انتقادها را عليه تو دارند.

سياست علي (ع) 
حضرت علي (ع ) ازجمله سياستمداراني است كه در حوزه  سياست و قدرت نه تنها اخلاقيات را ترك نكرد، بلكه براي رسيدن به اهداف  انساني خود، از عالي ترين اصول و مباني اخلاقي استفاده كرد؛  در هيچ جاي فرمانروايي علي، موردي يافت  نمي شود كه او در آن از روشي غيرانساني و يا برخلاف موازين اخلاق استفاده كرده باشد؛ البته، عدم استفاده از مكر و حيله براي حضرت به معناي ناتواني وي از اين امر نبود؛ علي (ع) در نهج البلاغه به اين موضوع اشاره كرده و مي فرمايد: به خدا قسم معاويه، از من زيركتر نيست، اما فريبكاري و  خيانت و معصيت مي كند اگر مكر و فريب ناپسند نبود، من از زيركترين  مردم زمان بودم.
 اين روحيه صداقت در امام حتي در حساسترين لحظات حفظ مي شود علي مي توانست با يك دروغ مصلحتي، حق سلب شده خود يعني خلافت را پس بگيرد؛ امروزه شايد اين عمل از ديد برخي سياستمداران نوعي ضعف سياسي محسوب شود، ولي در نظر شخصيتهاي خردمند كه هدفشان رسيدن به قدرت نيست، صداقت و  راستگويي در همه شرايط شايسته و لازم است.
حضرت علي (ع)،  در انديشه آزادگي،  كرامت و انسانيت مردم است و آن را در همه صحنه هاي زندگي بكار مي بندد؛ در جنگ صفين،  هنگامي كه حضرت علي با معاويه و سپاهيان او مي جنگيد، سپاه دشمن آب را بر علي (ع) و سپاه او بستند اما وقتي سپاه حضرت علي (ع) بر رود مسلط شدند،  به جاي مقابله به مثل، علي (ع ) به سپاه دشمن اجازه داد كه آب بردارند يعني علي (ع) در راه رسيدن به هدف مقدس خود، نيز به حركات غيراخلاقي و غير انساني دست نمي زد. 
آري آنچه كه بيش از همه در دكترين سياسي حضرت علي (ع) به چشم مي آيد علم، عدالت و سياست در كنار اخلاق و تقوي است؛ علي (ع) همچنان كه در ميدان مبارزه،  دلاوري بي نظير است، در ساحت علم و سخنوري نيز رقيب ندارد او به همان اندازه كه در حوزه سياست،  حاكمي مدبر و حكيم است،  به همان مقدار درمقابل خداوند خود خاضع و خاشع است.

عدالت علي (ع) 
عدالت گستري و آزاديخواهي حقيقي را مي توان در سيماي تابناك علي (ع ) مشاهده كرد او مظهر كامل عدالت، دلاوري، حق طلبي و رفع تبعيض از انسانهاي محروم و ستمديده است.
در نگاه امام علي (ع) عدالت، سرچشمه حيات و زندگي است و بدون آن همه چيز مرده است جامعه اي كه در مسير عدالت حركت نكند، ارزشهاي متعالي در آن رنك مي بازد و انحراف و ستم و ناسپاسي ظهور مي كند ايشان كه خود مصداق بارز عدالت بود، به خداوند بزرگ و توانا سوگند خورد، اگر فرزندان  دلبندش كسي را به ناحق بيازارند و يا ديناري را به ستم از ديگران بستانند نوادگان پيامبر را ادب خواهد كرد. 
شخصي به نام اشعت بن قيس با فردي درخصوص مسئله اي اختلاف داشت قرار بر اين شد كه به محكمه بروند و حضرت علي (ع) بين آنها داوري كند اشعت براي پيروزي بر طرف دعواي خود در محكمه عدل علي (ع)،  شبانه ظرفي از حلواي لذيذ را به عنوان هديه در خانه آن حضرت برد حضرت علي (ع) از كار اشعت برآشفت و فرمود: آيا با اين عنوان آمده اي كه مرا فريب دهي و از آيين حق بازداري؟ به خدا سوگند اگر هفت اقليم را با آنچه در آسمانهاست به من بدهند كه پوست جوي از دهان مورچه اي به ظلم بگيرم، هرگز اين كار را نخواهم كرد دنياي شما از برگ جويده اي در دهان ملخ براي من كم ارزش تر است علي را با نعمت هاي فاني و لذتهاي زودگذر كاري نيست.
گسترش عدالت و مبارزه با ظلم، در انديشه سياسي امام علي (ع ) جايگاه ويژه اي دارد. او خلافت را تنها به اين دليل پذيرفت که پايه هاي عدالت را درمعرض سستي و نابودي مي ديد. حمايت از مظلومان و گرفتن حقوق آنان چنان نزد علي (ع) از اهميت برخوردار بود که فرمود: « ناتوان ستمديده در نظر من عزيز است تا حقش را بگيرم، و زورمند ستمگر نزد من حقير و ضعيف است تا حق مظلومان را از او بستانم.»
 حضرت علي (ع) با جامع نگري خاص خود، عدالت را صرفا در چارچوب مسائل اخلاقي محدود نمي ديد، بلكه آن را در همه شريانهاي حيات آدمي اعم از سياست، فرهنگ و حقوق فردي و اجتماعي، جاري مي دانست.
آن حضرت در سخني ديگر مي فرمايد: خداوند عدالت را براي قوام و استواري اجتماع و دوري از ظلم و گناه مقرر كرده است. 
از ديدگاه مولي علي (ع)، برپايي عدالت ، بهترين روش براي جلب اعتماد مردم است. ازنظر علي (ع) مقبوليت حاکمان به ارايه سخنان زيبا و شعارهاي فربيننده و ژستهاي تبليغاتي نيست، بلکه آنها در عمل بايد ثابت كنند كه خواهان برقراري عدالت و رفع تبعيض و ستم در جوامع هستند. حضرت علي (ع ) در نامه اي به يکي از کارگزارانش چنين فرمود: « عدالت را بگستران و از ستمکاري و بيدادگري پرهيز کن. زيرا ستم كردن، مردم را به آوارگي مي کشاند و بيدادگري، آنان را به مبارزه فرا مي خواند.»
از ديدگاه علي (ع ) عدالت بزرگراهي است عمومي که همه را در خود مي گنجاند و عبور مي دهد. اما ظلم، کوره راهي است که حتي خود ستمگر را به مقصد نمي رساند.
علي (ع) در شرايطي كه همه متحد شدند و به دشمني با او برخاستند، ترديد نكرد و لحظه اي از مسير حق و عدالت دور نشد او با تمام وجود معتقد بود كه حق، آزادي و عدالت داراي قداستي است كه جهان تشنه آنست.

قدرت و شجاعت علي (ع) 
قدرت و شجاعت، از ويژگيهاي بارز شخصيت حضرت علي (ع) است. در يكي از آيات قرآن كريم در وصف مومنين آمده است كه آنها در برابر كفار،  شديد و خشمگين هستند و در ميان خود، مهربانترين مردمند.  حضرت علي (ع) مصداق عيني اين صفت الهي است؛ زيردستان علي (ع) به ويژه كودكان بي سرپرست و مستمندان، همواره به او به عنوان پدري مهربان مي نگريستند، اما در صحنه جنگ با كفار و مشركين و دفاع از عدالت و حقوق مظلومين، كسي شجاع تر و قدرتمندتر از علي (ع) نبود.
 در جنگ خيبر، پيامبر اسلام (ص) پس از آنكه فرماندهان سپاه پيامبر در گشودن قلعه خيبر كاري از پيش نبردند، فرمود: فردا پرچم را به كسي مي دهم كه خدا را دوست دارد و خدا و رسول خدا او را دوست دارند.»
 فرداي آن روز پيامبر،  پرچم را به دست امام علي (ع) داد و قلعه مستحكم خيبر بدست تواناي آن حضرت فتح شد.

لطافت روح علي (ع) 
امام علي (ع) روحيه اي بسيار لطيف و والا داشت جلوه گاه اين وسعت و لطافت روح، خصلتهاي متضادي است كه يكجا در وجود علي (ع) گرد آمده بود و دررفتار و گفتار او تبلور مي يافت.
رهبر معظم انقلاب اسلامي درباره شخصيت درخشان حضرت علي (ع) مي فرمايند: « توازن عجيبي در شخصيت اميرالمومنين است صفات ظاهراً متضاد و ناسازگار در وجود علي (ع)، چنان زيبا در كنار هم جمع شده كه خود يك  زيبايي خاص بوجود آورده است اين صفات در كسي اين گونه با هم جمع نمي شود مثلا رحم و رقت قلب در كنار قاطعيت و صلابت با هم نمي سازد، اما در حضرت علي (ع)، عطوفت و رقت قلب درحد اعلاست. او تنها به كمك كردن اكتفا نمي كند به خانه بيوه زني مي رود كه فرزنداني كوچك دارد، تنورش را روشن مي كند ، نان مي پزد و با دست مبارك خود، غذا در دهان بچه هاي او مي گذارد همين  اميرالمومنين در جنگ نهروان، وقتي كه يك عده انسانهاي كج انديش و متعصب مي خواهند اساس حكومت را براندازند و هيچگونه نصيحتي را نمي پذيرند، قاطعانه به نبرد مي پردازد و از هيچ چيز باك ندارد.»
در يكي از جنگهاي مشركين با مسلمانان در صدراسلام، زورمندترين جنگجوي مشركين بنام عمروبن عبدود با امام علي (ع) روبرو شد و با قدرت تمام با علي (ع) درگير شد حضرت علي (ع) پهلوان مشركين را به زمين زد و چون خواست وي را به هلاكت برساند، مغلوب ميدان، آب دهان خود را به روي آن حضرت انداخت.
امام علي (ع) پس از اين حركت دشمن از جا برخاست. چند قدم از او دور شد و پس از چند لحظه بازگشت و وي را به هلاكت رسانيد در واقع علي (ع) در انجام وظيفه الهي جز به خدا نمي انديشيد و به همين خاطر پس از حركت توهين آميز دشمن، لحظاتي درنگ كرد تا تنها براي خشنودي خدا،  نه از روي انتقام شخصي، انجام وظيفه كند.

علي (ع ) رهبر بزرگ جهان اسلام است، اما با ايمان پاک و تواضع، خود را بنده کوچک خدا مي خواند که موظف به برقراري حق و راستي است. هنگامي که به عبادت مي پردازد، گويي محو جمال و شکوه الهي شده است و از خود بيخود مي شود. تا آنجا که دوستان ، تير دشمن را به هنگام نماز از پاي او بيرون مي کشند و او متوجه نمي شود . زماني که او درباره دوري از دنيا و زهد و تقوي سخن مي گويد، انسان فراموش مي کند که گوينده اين سخن، شخصيتي اجتماعي عظيم دارد و فرمانش همه جا نافذ است. گويي اين شخص با عبادت و ذکر ، گوشه خانه يا دامنه کوهي را براي انزوا اختيار کرده و از اجتماع دور است. حال آنکه علي ( ع ) کسي است که براي احقاق حقوق ديگران در ميدان جنگ تا قلب لشکر مي رود، شمشيرش هميشه در اهتراز بوده و دليران بسياري از دشمن را به خاک افکنده است. مي فرمايد:
«... بدانيد ، هر پيروي را پيشوايي است که از نور علم او روشني مي گيريد، همانا پيشواي شما ( علي ) از دنياي خويش به پيراهن و ردايي و از ميان خوراکي ها به دو قرص نان جوين اکتفا کرده است. گر چه شما توان اين کار را نداريد ولي مي توانيد با پرهيزگاري و کوشش و پاکدامني و درستکاري مرا ياري کنيد. اي مردم . به خدا سوگند من شما را به هيج طاعتي وادار نمي کنم ، مگر اينکه خود پيش از شما آن را انجام دهم و شما را از گناهي نهي نمي کنم مگر اينکه خود ، پيش از شما مرتکب آن نشوم " ( نهج البلاغه ، خطبه 175 ) 
آن حضرت چون چراغي فروزان راهنماي انسانها بسوي حقيقت و راستي است. در اين رابطه، امام از حق بودن خود سخن مي گويد و به آن خدايي که جز او خدايي نيست، سوگند ياد مي کند که به راه راست مي رود و دشمنانش بر لغزشگاه باطل قرار دارند. مي فرمايد: " مَثل من در ميان شما مَثل چراغي درخشان است در تاريکي که هر کس به سوي نور او شتابد، از او نور و روشني جويد . " ( خطبه 187 ) و يادآوري مي کند : « اي مردم ، هنگامي که در تاريکي جهل و گمراهي بوديد ، بوسيله ما به راه راست هدايت شديد و بر کوهان بلند سيادت سوار گشتيد. صبح سعادت شما با نور ما درخشيد. "( خطبه 4 )

نام نظردهنده:
پست الکترونیک:
متن نظر: *
نظرات شما:
1

سایر مقاله های ارسالی:
9 آبان 1395 رسانه براي دگرگون کردن جهان، من رسانه ها را مي خواهم!
9 آبان 1395 سياسي رسالت يک رسانه خبري در مقابله با شايعه
9 آبان 1395 مديريت مديريت جنگ رسانه اي در دهکده جهاني
30 شهريور 1393 اجتماعي شاهکار ارتباط سازنده
19 شهريور 1393 اجتماعي زنان در برابر اخبار بد آسيب پذيرتر يا مردان؟
11 شهريور 1393 خواندني ها عبور از مشکلات با اراده قوي
6 مرداد 1392 فرهنگي شب قدر؛ شب وصل
18 بهمن 1391 مديريت مديريت جنگ رسانه اي در دهکده جهاني
31 تير 1391 فرهنگي سلام بر رمضان، ماه ميهماني خدا
16 خرداد 1391 سياسي قيام 15 خرداد، گوياي يک واقعيت
14 فروردين 1391 سياسي 12 فروردين؛ انعکاسي روشن از دمکراسي واقعي
4 بهمن 1390 فرهنگي سيماي مهربان ترين فرشته خاکي در کلام الهي
4 بهمن 1390 فرهنگي ولايت عشق
3 بهمن 1390 فرهنگي در مکتب آخرين رسول الهي
22 دي 1390 فرهنگي کدامين برگ دفتر عشق حسيني را ورق بزنيم؟
26 مرداد 1389 انديشه قرار با خدا
26 مرداد 1389 فرهنگي سلام بر رمضان، ماه ميهماني خدا
6 مرداد 1389 فرهنگي واقعي/ ملاقات با تشنه راه حقيقت در قطار تهران- مشهد
20 تير 1389 اجتماعي معادلات عشق/ با چه کسي زندگي کنيم؟
12 خرداد 1389 اجتماعي داستاني بسيار زيبا از رويش يک عشق/ دختري با يک گل سرخ
1 2 3 4 5 6 7
Copyright © 2004-2008 Arya Youth Analysts Clup, All rights reserved.