صفحه اصلی درباره ما::ارتباط با ما
.
 
Skip Navigation Links
.
امکان عضويت براي تمام مخاطبان به عنوان خبرنگار افتخاري در سايت باشگاه خبرنگاران افتخاري آريا فراهم شد. خوانندگان محترم خبرگزاري آريا مي توانند با عضويت در باشگاه خبرنگاران افتخاري خبرگزاري آريا، اخبار خود را براي ما ارسال نمايند تا پس از بررسي و تاييد به نام ارسال کننده در سايت باشگاه منتشر شود.
متن مقاله

ولايت عشق
نویسنده: عليرضا تاجريان
مترجم:
ارسال کننده: عليرضا تاجريان
4 بهمن 1390

امروز سالروز شهادت ثامن الائمه حضرت امام رضا (ع) است؛ بزرگترين و محبوبترين فرد خاندان رسول اكرم (ص) كه شبها كم مى خوابيد و بيشتر شب را به عبادت مى پرداخت، بسيارى از روزها را روزه مى گرفت، سجده هايش بسيار طولانى بود، قرآن بسيار تلاوت مى كرد، به نماز اول وقت پايبند بود،  بجز هنگام نماز هم به مناجات با خدا انس داشت.
امامي كه علمش بسيار و رفتارش پيامبر گونه و حلم و رافت و احسانش شامل خاص و عام بود، هيچ  حاجتمندي را مأيوس باز نمي گرداند، شبهاي تاريك در مدينه مي گشت و مستمندان را كمك مي كرد، جامه ارزان و خشن مي پوشيد ولي در  مجالس و براي ملاقاتها و پذيرائيها لباس فاخر در بر مي كرد، به پاكيزگى بدن، موى سر و پوشاك خود بسيار توجه داشت، غذا را اندك مي خورد و سفره اش  رنگين نبود.
 پيشوايي كه هيچ گاه با سخن خود، ديگران را آزار نداد و سخن هيچ كسى را قطع نكرد. ولي اي كه به نيازمندان بسيار كمك مى فرمود، با خدمتگزاران خود بر سر يك سفره مى نشست و غذا مى خورد، هميشه چهره اى خندان داشت، به عيادت بيماران مى رفت و در تشييع جنازه ها شركت مى جست.
بزرگي كه از مهمانان خود، شخصا پذيرايى مى كرد،  وقتى بر سر سفره اى مى رسيد، اجازه نمى داد تا به احترام او از جاى برخيزند.
«رضا» مشهورترين لقب اوست چرا كه هم دشمنان مخالف و هم دوستان موافق به ولايتعهدي وي رضايت دادند. در اين نوشتار سعي داريم به بهانه شهادت امام على بن موسى الرضا (ع) نگاهي گذرا به دوران زندگي آن حضرت داشته باشيم و به برخي از خصوصيات اخلاقي و معنوي آن حضرت كه ديگران نقل كرده اند، اشاره كنيم، باشد كه ما شيعيان آن حضرت، با آشنايي بيشتر با خصوصيات اخلاقي و معنوي امام رضا (ع)، شيوه درست را در زندگي خود اتخاذ نمائيم.

ولادت امام رضا (ع)
چراغ وجود حضرت علي بن موسي عليه السلام در خانه اي روشن شد که پدر خانواده، بنده پرهيزگار خدا و نواده گرامي رسول او ، امام کاظم (ع) بود و مادر ، بانويي خردمند و پاکدامن به نام نجمه که شريف زاده اي از سرزمين مغرب بود .
امام على بن موسى الرضا(ع) بنا به نقل كلينى و شيخ مفيد در يازدهم ذيقعده سال 148 هـ ق در مدينه منوره تولد يافت. پدرش موسى بن جعفر(ع) و مادرش نجمه خاتون بود.


القاب امام رضا (ع)
نام مبارک امام رضا (ع)، علي و کنيه آن حضرت ابوالحسن است . رضا ، مشهورترين لقب ايشان است که به معناي "خشنودي" مي‌باشد.  و القاب و عناوين ديگرى نيز مانند صابر، فاضل، وفى، رضى و... براى آن حضرت نقل شده است. بزنطى گويد امام جواد مى فرمود حق تعالى پدرم را به «رضا» مسمى گردانيد براى اينكه او پسنديده خدا بود در آسمان و پسنديده رسول و ائمه اطهار بود در زمين و همه از او خوشنود بودند و او را براى امامت پسنديدند.
بزنطى در ادامه مى گويد: عرض كردم مگر همه پدران شما پسنديده خدا و رسول و امامان نبوده اند. فرمود بلى. گفتم: پس چرا فقط او را در ميان آنها به اين نام ملقب گردانيدند؟ فرمود: براى اينكه از او دوست و دشمن هر دو راضى بودند و اتفاق دوست و دشمن بر خشنودى، مخصوص آن حضرت بود، بدين جهت او را بدين اسم مخصوص گردانيدند.

دوران کودکي و جواني
دانشمند لبنانى، احمد مغنيه، دوران کودکي و جواني حضرت امام رضا (ع) را چنين نقل مي کند: « امام هشتم 35 سال در حيات پدر بزرگوارش زندگانى كرد كه قسمت اعظم آن در دوره هارون الرشيد بود و پدرش در حبس هارون بود. گاهى در زندان بغداد و گاهى در زندان بصره عمر مباركش مى گذشت. امام رضا اين ظلم ها را مى ديد و سر بر زانو غم نهاده و نمى توانست به كسى اظهار دارد. روزگار رضا بسيار شبيه به روزگار پدران او بود كه يك سر آن به على بن ابيطالب و طرف ديگرش متصل به ائمه اطهار(ع) بود.»
دوران امامت
امام كاظم (ع) در موارد متعددى به امامت حضرت رضا (ع) پس از خود تصريح فرموده بود، از جمله داوود رقى گويد: به موسى بن جعفر عرض كردم پدرم فداى تو باد، من به سن كهولت رسيده ام و مى ترسم پيش آمدى برايم روى دهد و ديگر شما را نبينم، لذا مى خواهم مرا از امام بعد از خود خبر دهيد. حضرت فرمود: پسرم على امام بعد از من است.
مدت امامت حضرت رضا(ع) حدود 20 سال طول كشيد، كه 17 سال آن در مدينه و سه سال آخر آن در خراسان گذشت.
موقعيت امام رضا(ع) در مدينه، همه علما و شخصيتهاى سياسى و اجتماعى حجاز را تحت الشعاع خود ساخته بود و مردم آن حضرت را در همه شؤون مادى و معنوى، مرجع و پناه خود مى دانستند.
امام رضا (ع) براى رفع مشكلات اجتماعى، فرهنگى و سياسى مردم، تلاش مي کرد و از موقعيت و منزلت والايي در ميان مردم برخوردار بود. چه نيکوست که اين موقعيت و منزلت را از زبان خود آن حضرت نقل کنيم که ايشان در گفتگويى با مأمون در خراسان فرمودند:
«اينكه من در اينجا (خراسان) به عنوان ولى عهد، شده ام از نظر من هيچگونه بر موقعيت من افزوده نشده است، من در مدينه در موقعيتى بودم كه نامه ام به مشرق و مغرب مى رفت (دست خطم را در همه جا مى خواندند) بر مركب خود سوار مى شدم، و در راههاى مدينه عبور مى كردم، هيچ كس در آنجا عزيزتر از من نبود، و هركسى حاجتى داشت و آن را از من مى طلبيد، تا حدّ توان نيازهاى نيازمندان را تأمين مى كردم.»

ولايتعهدي و مذاكرات مامون با امام رضا (ع)
مأمون پس از رسيدن به قدرت، به منظور پايدار ساختن اركان حكومت خود، تصميم گرفت با امام رضا(ع) به گونه اى ديگر برخورد نمايد. مأمون امام را تحت نظارت از مدينه به مرو خواند. مأمون نخست به امام پيشنهاد خلافت  كرد اما امام رضا (ع) نپذيرفت. پس مامون از آن حضرت خواست منصب وليعهدى را بپذيرند.چه نيكوست كه مذاكرات مامون با امام رضا (ع) را به نقل از حديثي بخوانيم؛ 
اباصلت هروى مى گويد: مذاكرات مامون با حضرت چنين شروع و ادامه يافت:
مامون: اى پسر رسول خدا! علم، كمال، پارسايى و تقوا و عبادت تو را بخوبى شناخته ام نظرم به اينجا رسيده كه شما از من سزاوارتر به مقام رهبرى هستيد.
امام رضا (ع): به بندگى خدا افتخار مى كنم، و به وسيله زهد از دنيا اميد نجات از گزند دنيا را دارم، و به وسيله تقوا و پروا از گناهان، به رستگارى و وصول به نعمتهاى الهى اميدوارم، و در پرتو تواضع در دنيا آرزوى مقام ارجمند در پيشگاه خداوند دارم.
مامون: من تصميم گرفته ام خودم را از مقام خلافت و رهبرى عزل كنم و آن را بر عهده شما بگذارم.
امام رضا (ع): اگر اين مقام از آن تو است، خداوند آن را براى تو قرار داده، بنابراين براى تو روا نيست لباسى را كه خداوند آن را براى قامت تو دوخته، از قامتت بيرون آورى و به ديگرى بسپارى، و اگر خلافت از آن تو نيست، براى تو روا نيست چيزى را كه از آن تو نيست، به من واگذار كنى .
مامون: اى پسر پيامبر! حتما بايد اين مقام را بپذيرى!
امام رضا (ع):« لست افعل ذلك طايعا ابداً‎؛ هرگز! اين كار را از روى اختيار انجام نمى دهم.»
مامون، مكرر با امام در اين مورد گفتگو مى كرد و مى كوشيد كه امام رضا عليه السلام مقام خلافت را بپذيرد، مطابق بعضى از روايات اين مذاكرات حدود دو ماه به طول انجاميد امام همچنان در خواست مامون را رد مى كرد.
امام رضا (ع): سوگند به خدا پدرم از پدرانش، از اميرمومنان (ع) نقل كردند كه رسول خدا (ص) در مورد من مى فرمود: «من قبل از تو در حالى كه به زهر مسموم شده ام مظلومانه كشته مى شوم فرشتگان آسمان و زمين براى (مظلوميت) من مى گريند، و در سرزمين غربت در كنار قبر هارون به خاك سپرده مى شوم.
مامون با شنيدن اين سخن گريه كرد و سپس گفت: «اى پسر پيامبر! با زنده بودن من چه كسى تو را مى كشد يا قدرت اسائه ادب نسبت به تو دارد؟!!»
امام رضا (ع): اگر خدا بخواهد قاتل خودم را معرفى مى كنم.
مامون: اى پسر پيامبر! تو با اين سخنت مى خواهى، خود را سبك (و راحت) كنى و مقام (خلافت و وليعهدى) را از خود دور سازى، تا مردم بگويند، على بن موسى الرضا در دنيا زاهد است!!
امام رضا (ع): سوگند به خدا از آن هنگام كه خدا مرا آفريده دروغ نگفته ام، و زهد را براى دنيا ننموده ام، و من مى دانم كه مقصود تو (از اين ترفند و نيرنگ) چيست؟
مامون: مقصود من چيست؟
امام رضا (ع): اگر راست بگويم در امان هستم.
مامون: آرى در امان هستى.
امام رضا (ع): مقصود تو اين است كه مردم بگويند; «على بن موسى الرضا عليه السلام در دنيا زهد ننمود بلكه دنيا در او زهد نمود (او دنيا را رها نكرد بلكه دنيا او را رها كرد) آيا نمى بيند كه به طمع خلافت، مقام ولايتهدى را پذيرفت.
وقتى كه مامون سخن صريح و قاطع امام رضا عليه السلام را شنيد، خشمگين شد و به امام گفت: تو همواره با من برخورد ناپسند مى كنى و از خشونت و جلالت من خود را در امان مى يابى، به خدا سوگند ياد مى كنم كه اگر ولايتهدى را نپذيرى تو را بر آن مجبور سازم اگر آن را بر عهده گرفتى كه هيچ، وگرنه گردنت را مى زنم.
امام رضا (ع): خداوند مرا نهى كرده كه خودم را با دست خودم به هلاكت بيفكنم. اگر پاى اجبار و قتل در كار است، آنچه بخواهى انجام بده؛
« و انا اقبل ذلك على انى لا اولى احداً و لااعزل احداً و لا انقض رسماً، و لا سنته و اكون فى الامر من بعيد مشيراً»؛« و من ولايتعهدى را مى پذيرم مشروط بر اينكه: هيچ كس را نصب و عزل نكنم، و رسم و سنتى را جابجا ننمايم، بلكه دورادور نظارت و اشاره نمايم.»
مامون پيشنهاد و شرايط امام رضا عليه السلام را پذيرفت و آن حضرت را در حالى كه از قبول ولايتعهدى ناراضى بود، وليعهد خود قرار داد.
ولايتعهدى حضرت رضا عليه السلام آن هم پس از اجبار - فقط اسمى بى مسمى و مشروط بر كناره گيرى از سياستهاى مامون بود، مامون با ترفندهاى خود مى خواست به خيال خود آن حضرت را بفريبد و اركان متزلزل حكومت خود را در پرتو وجود امام عليه السلام استوار سازد، ولى امام عليه السلام هوشمندانه خود را از چنگال او نجات داد و به مردم فهماند كه از رژيم سياسى حكومت مامون كاملا جدا است و هيچ گونه دخالتى ندارد و اين رابطه اجبارى ظاهرى هم براى احقاق حق و ابطال باطل، و دفاع از حقوق مستضعفين بر اساس رعايت «اهم و مهم» است.

امام رضا (ع) و خواندن نماز عيد به شيوه پيامبر (ص) و اميرالمومنين (ع)
پس از ولايتعهدى حضرت امام رضا (ع)، روز عيد فطر مامون توسط شخصى، براى امام رضا عليه السلام پيغام فرستاد كه براى نماز عيد آماده شو و آن را اقامه كن و خطبه آن را بخوان.
امام رضا (ع) به مامون پاسخ داد: به شروطى كه در مورد ولايتعهدى بين من و تو بود آگاه هستى، بنابراين مرا از خواندن نماز عيد و خطبه (كه از شئون حكومت است) معاف بدار.»
مامون: مى خواهم با انجام اين كار، احساسات مردم آرام گردد، و آنها فضائل و كمالات تو را بشناسند.
حضرت رضا (ع) كراراً از مامون مى خواست كه مرا معاف بدار، ولى مامون با اصرار و پا فشارى، مى گفت: بايد نماز عيد را شما اقامه كنى!!»
سرانجام حضرت رضا (ع) به مامون پيغام داد كه اگر بنا است من نماز را بخوانم، من مانند روش پيامبر (ص) و اميرمومنان (ع) نماز مى خوانم (نه مانند روش خلفا).
مامون: «هر گونه مى خواهى، بخوان.» آنگاه مامون دستور داد تمام مردم صبح زود به در خانه امام رضا عليه السلام آمده و اجتماع كنند.
ياسر خادم مى گويد: سرداران و سپاهيان در خانه امام و اطراف آن اجتماع كردند، مردم از بزرگ و كوچك و زن و مردم و كودك سر راه امام، صف كشيدند، عده اى در پشت بامها رفتند (شكوه ملكوتى خاصى همه جا را فرا گرفت) هنگامى كه خورشيد طلوع كرد، امام رضا عليه السلام غسل نمود و عمامه سفيدى كه از پنبه بود بر سر نهاد، يك سرش را روى سينه و سر ديگرش را ميان دو شانه انداخت، و دامن به كمر زد و به همه پيروانش دستور داد چنان كنند.
سپس عصاى پيكان دارى را به دست گرفت و بيرون آمد، ما در پيشاپيش آن حضرت حركت مى كرديم او پا برهنه بود وقتى كه حركت كرد و سر به سوى آسمان بلند كرد و چهار بار تكبير گفت (آنچنان تكبيرهاى آن حضرت پر جذب و ملكوتى بود كه) ما گمان كرديم آسمان و در و ديوار، همه با او هماهنگ و همنوا مى گويند: الله اكبر...
ارتشيان و كشوريان، با شكوه ويژه اى، صف در صف ايستاده بودند، امام رضا عليه السلام در خانه ايستاد و فرمود: الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر، (الله اكبر) على ما هدانا، الله اكبر على ما رزقنا من بهيمه الانعام و الحمدالله على ما ابلانا.
همه جمعيت، صداى خود را به اين تكبيرها بلند كردند (آنچنان آواى ملكوتى تكبير در فضاى ملكوتى محضر امام، پيچيد و اثر بخش بود) كه سراسر شهر «مرو» يكپارچه به گريه و شيون و فرياد تبديل گرديد. هنگامى كه سردمداران و روسا، ديدند امام رضا عليه السلام با كمال سادگى وبا پرهنه از خانه بيرون آمده از مركبها پياده شدند و پا برهنه گشتند و همراه امام حركت نمودند، حضرت در هر ده قدمى مى ايستاد و سه تكبير مى گفت، زمين و زمان با احساسات پر شورى در حالى كه گويا اشك مى ريزند، با غرش تكبير، همنوا شده بودند.
وضع آن صحنه عظيم ملكوتى را به مامون گزارش دادند، فضل بن سهل ذوالرياستين (نخست وزير و رئيس ارتش) در نزد مامون بود، به مامون گفت: «اى امير مومنان! اگر امام رضا عليه السلام با شكوه به مصلى برسد، مردم شيفته مقام او گردند (و آنگاه براى مقام شما خطرناك خواهد شد)، صلاح اين است كه از او بخواهى تا بازگردد.»
مامون، شخصى را نزد امام رضا (ع) فرستاد و توسط او درخواست بازگشت كرد. امام رضا عليه السلام بى درنگ كفش خود را طلبيد و سوار بر مركب شد و بازگشت.
شيخ مفيد (ره) در ارشاد مى نويسد. مامون براى حضرت رضا عليه السلام چنين پيام داد: ما تو را زحمت داديم و نمى خواهيم زحمت ديگرى بر تو افزون گردد، كرم فرما و بازگرد، و بايد همان پيش نمازى كه (قبلا) با آنها اقامه نماز مى كردم، نماز را اقامه كند.» امام عليه السلام بازگشت، سر و صدا و فرياد و اختلاف مردم بلند شد و در آن روز نماز عيد بدرستى انجام نشد.

شهادت جانسوز امام رضا (ع)
مامون براى حفظ حكومت خود، امام رضا (ع) را به خراسان آورده بود، ولى وقتى كه رفتار و قاطعيت آن حضرت را از نظرات گوناگون ديد، و دريافت كه گفتار و رفتار آن حضرت، موجب ضعف و تزلزل حكومت او مى شود، و از سوى ديگر عباسيان و... مكرر در مورد و لايتعهدى حضرت رضا عليه السلام مامون را تهديد مى كنند و هشدار مى دهند، تصميم گرفت آن حضرت را از ميان بردارد، ولى كاملا مراقب بود كه اين عمل به طور كاملا محرمانه و مرموز انجام گيرد. سرانجام مامون با خوراندن غذاي آلوده به زهر آن حضرت را مسموم و به شهادت رساند.

برخي از خصوصيات اخلاقى و معنوي امام رضا (ع) از زبان ديگران
امام رضا عليه السلام يکي از اهل بيت پيامبر است که در منصب امامت، معارف قرآن و عترت را به مردم تعليم مي‏ داد. علم، صبر، شجاعت، عبادت و تقواي ايشان و در يک کلام شخصيت ملکوتي آن حضرت در حدّي بود که در زمان ايشان کسي در برتري مقام علمي و معنوي آن وجود پربرکت هيچ گونه ترديدي نداشت و امام رضا (ع) در همان زمان، به "عالم آل محمد" (صلي الله عليه و اله وسلم) معروف شدند.
بزرگان بسياري در خصوص شخصيت اخلاقي و معنوي حضرت امام رضا (ع) سخن گفته اند، فرستاده دستگاه خلافت؛ رجاء بن ابى ضحّاك كه به عنوان گماشته مأمون به مدينه رفته بود تا امام را زيرنظر گيرد و با خود به مرو برد، درباره آن حضرت مى گويد: «به خداوند سوگند مردى نديدم كه بيش از او از خدا پروا كند، بيش از او در همه اوقات به ياد خدا باشد، و بيش از او از خدا بترسد».
 او در ادامه سخن خود مى گويد: «شب هنگام كه به بستر مى رفت بسيار قرآن تلاوت مى كرد، و چون بر آيه اى كه در آن يادى از بهشت يا دوزخ بود مى گذشت مى گريست و از خداوند بهشت مى خواست و از آتش به او پناه مى جست... چون ثلث آخر شب فرا مى رسيد از بستر برمى خاست و به تسبيح و تحميد و تهليل و استغفار مى پرداخت. پس از آن مسواك مى كرد و سپس به نماز شب مى ايستاد. او نماز جعفر طيّار را چهار ركعت به جاى مى آورد و اين ركعتها را در شمار ركعتهاى نماز شب مى آورد».
محمّد بن عباد مى گويد: «رضا عليه السّلام در تابستان بر حصير و در زمستان بر پلاس مى نشست و جامه هاى خشن بر تن مى كرد و تنها هنگامى كه در جمع مردمان حضور مى يافت جامه رسمى مردمان مى پوشيد.»
روزي سفيان ثورى حضرت را ديد كه جامه اى از خز بر تن كرده است. به او گفت: «اى پسر پيغمبر! چه خوب بود لباس پايينتر از اين مى پوشيدى !» فرمود: «دستت را پيش آر». پس دست او را به گريبان خود برد و او ديد كه در زير جامه بوريايى بيش نيست. آنگاه فرمود: «اى سفيان، آن جامه خز براى خلق و اين لباس ژنده براى حضرت حق است».
اباصلت هروى درباره آن حضرت گويد: «او غذايى ساده و خوراكى اندك داشت».
ابراهيم بن عبّاس درباره امام رضا (ع) مى گويد: «هيچ نشنيدم و نديدم كسى برتر از ابوالحسن رضا عليه السّلام باشد. بر هيچ كس به سخن خويش بى مهرى و ستم روا نداشت، سخن هيچ كس را نبريد، هيچ نيازمندى را بى پاسخ نگذاشت، پاى خود در حضور هيچ كس دراز نكرد، در پيش هيچ كس لم نداد، هرگز غلامان و وابستگان خويش را ناسزا نگفت، به گاه خنده قهقهه نزد، بر سفره غلامان و وابستگان خود مى نشست، بسيار در پنهان صدقه مى داد و به ديگران كمك مى كرد.»
يكى از مردمان بلخ درباره آن حضرت مى گويد: «در سفر امام به خراسان همراه او بودم. روزى سفره غذايى طلبيد و همه خدمتكاران و غلامان را بر سر آن سفره گرد آورد. گفتم: جانم به فدايت، خوب بود براى اينها سفره اى جداگانه مى گستردى! امام فرمود: «خاموش! كه خدا يكى است، پدر و مادر در همه ما يكى است و پاداش هر كس نيز به كردارهاى اوست.»
ياسر خادم آن حضرت هم مى گويد: امام رضا عليه السّلام به ما فرمود: «اگر بر بالاى سر شما ايستادم و در حال غذا خوردن بوديد بلند نشويد تا غذا خوردن را به پايان بريد». گاه يكى از ما را مى خواست و چون به او مى گفتند در حال غذا خوردن است مى فرمود: «بگذاريد تا غذايش را بخورد.»

نام نظردهنده:
پست الکترونیک:
متن نظر: *
نظرات شما:
1

سایر مقاله های ارسالی:
9 آبان 1395 رسانه براي دگرگون کردن جهان، من رسانه ها را مي خواهم!
9 آبان 1395 سياسي رسالت يک رسانه خبري در مقابله با شايعه
9 آبان 1395 مديريت مديريت جنگ رسانه اي در دهکده جهاني
30 شهريور 1393 اجتماعي شاهکار ارتباط سازنده
19 شهريور 1393 اجتماعي زنان در برابر اخبار بد آسيب پذيرتر يا مردان؟
11 شهريور 1393 خواندني ها عبور از مشکلات با اراده قوي
6 مرداد 1392 فرهنگي شب قدر؛ شب وصل
18 بهمن 1391 مديريت مديريت جنگ رسانه اي در دهکده جهاني
31 تير 1391 فرهنگي سلام بر رمضان، ماه ميهماني خدا
16 خرداد 1391 فرهنگي علي (ع)؛ خورشيد هميشه تابان تاريخ
16 خرداد 1391 سياسي قيام 15 خرداد، گوياي يک واقعيت
14 فروردين 1391 سياسي 12 فروردين؛ انعکاسي روشن از دمکراسي واقعي
4 بهمن 1390 فرهنگي سيماي مهربان ترين فرشته خاکي در کلام الهي
3 بهمن 1390 فرهنگي در مکتب آخرين رسول الهي
22 دي 1390 فرهنگي کدامين برگ دفتر عشق حسيني را ورق بزنيم؟
26 مرداد 1389 انديشه قرار با خدا
26 مرداد 1389 فرهنگي سلام بر رمضان، ماه ميهماني خدا
6 مرداد 1389 فرهنگي واقعي/ ملاقات با تشنه راه حقيقت در قطار تهران- مشهد
20 تير 1389 اجتماعي معادلات عشق/ با چه کسي زندگي کنيم؟
12 خرداد 1389 اجتماعي داستاني بسيار زيبا از رويش يک عشق/ دختري با يک گل سرخ
1 2 3 4 5 6 7
Copyright © 2004-2008 Arya Youth Analysts Clup, All rights reserved.