صفحه اصلی درباره ما::ارتباط با ما
.
 
Skip Navigation Links
.
امکان عضويت براي تمام مخاطبان به عنوان خبرنگار افتخاري در سايت باشگاه خبرنگاران افتخاري آريا فراهم شد. خوانندگان محترم خبرگزاري آريا مي توانند با عضويت در باشگاه خبرنگاران افتخاري خبرگزاري آريا، اخبار خود را براي ما ارسال نمايند تا پس از بررسي و تاييد به نام ارسال کننده در سايت باشگاه منتشر شود.
متن مقاله

در مکتب آخرين رسول الهي
نویسنده: عليرضا تاجريان
مترجم:
ارسال کننده: عليرضا تاجريان
3 بهمن 1390

بيست و هشتم صفر سال يازدهم هجري قمري، آخرين رسول الهي، دعوت حق را اجابت کرد و به ديدار معبودش شتافت.
رسول گرامي اسلام (ص) چراغ هدايتي بود که خداوند در مسير حرکت انسانها افروخت تا راه سعادت و شقاوت براي هميشه تاريخ روشن گردد. سالهاي سال از رحلت جانسوز او مي گذرد، اما هنوز در ذره ذره عالم ، عطر محبتش به مشام مي رسد. آن روز که همه در خواب جهل به سر مي بردند و دل به گرداب زشتي ها سپرده بودند، او نداي بيداري و رهايي از ذلت و حقارت را سر داد و براي نجات گمراهان تلاش کرد. آزرده شد، اما از پاي ننشست. نور پاشيد و هنوز اين پرتو نور اوست که چراغ هستي را روشن مي کند. چنانکه خداوند نيز در قرآن مي فرمايد :
" اي پيامبر ، ما تو را گواه ، بشارت دهنده و انذار کننده فرستاديم / و تو را به فرمان او ، دعوت کننده به سوي خدا و چراغي روشني بخش قرار داديم/ و مؤمنان را بشارت ده که براي آنان از سوي خدا ، فضل بزرگي است. " ( سوره احزاب آيات 45 تا 47 )
رسول گرامي اسلام (ص) با عشق به انسان ها ، رسالت بزرگ و خطير خود را بر دوش گرفت. سختيهايي که آن حضرت براي نجات بشر از گمراهي و جالت متحمل شد تا آنجا بود که خود فرمود: " هيچ کس آن قدر که من در راه خدا سختي ديدم ، سختي نکشيد . " ( نهج الفصاحه ، 2626 )
رسول خدا (ص) امت نوپاي اسلام را در حالي ترک گفت که سخت نگران آينده اين امت بود. در تمام مدت رسالتش بارها ياران را با توصيه ها و سفارشات مختلف ارشاد فرمود و براي رهايي امت از انحراف و گمراهي، آنان را به پناه بردن به دو حصار امن و محکم يعني قرآن و اهل بيت سفارش کرد و تاکيد فرمود که هرگز اين دو ميراث گرانبها را رها نکنيد که جز به واسطه اين دو به سعادت نخواهيد رسيد.

سيماي پيامبر اعظم (ص) در قرآن
براي آنكه بتوانيم اندكي از مقام و مناصب پيامبر گرامي اسلام سخن بگوييم‏، بايد سيماي آن حضرت را در قرآن كريم مشاهده كنيم. به همين منظور به چند آيه از آيات كلام الله مجيد اشاره اي كوتاه داريم:
«مان كان محمدُ ابا احد من رجالكم و لكن رسول الله و خاتم النبيين» (سوره احزاب‏، آيه 40)
در اين آيه از قرآن مجيد به ختم نبوت اشاره شده است و اينكه حضرت محمد مصطفي (ص) خاتم پيامبران خدا است.
«لقد من الله علي المومنين اذا بعث فيهم رسول»اَ (سوره آل عمراان‏، آيه 164)
در اين آيه نيز اشاره به اين امر شده است كه خداوند حضرت محمد (ص) را براي ابلاغ پيام خود‏، به سوي مردم فرستاد و بدين وسيله بر مردم منت نهاد.
«انا انزلنا عليك الكتاب للناس بالحق» (سوره زمر، آيه 41)
در اين آيه نيز به وظيفه اي كه پيامبر (ص) كه از جانب خداوند ماموريت داشت اشاره شده است‎‎؛ به اين امر كه پيامبر (ص) از سوي خداوند وظيفه يافت كه حقايق وحياني را براي مردم بازگويد.
«انك لتهدي الي صراط مستقيم» (سوره شوري، آيه 52)
پيامبر (ص) وظيفه دارد كه مردم را به صراط مستقيم فرا خواند.
«لتبيين للناس ما نزل اليهم» (سوره نحل، آيه 19)، «ما انزلنا عليك الكتاب الا لتبيين لهم» (سوره نحل، آيه 64)، «قد جاءكم رسولنا يبيين لكم علي فتره من الرسل» (سوره مائده، آيه 19)
پيامبر گرامي اسلام، افزون بر ابلاغ وحي كه همان منصب رسالت است، مضامين وحي را براي مردم تبيين مي نمود. آن حضرت كه روح وحي را دريافته بود، آن را براي مردم تفسير مي كرد و گاه براي روشن تر شدن وحي، فروعاتي را بيان مي كرد كه در كتاب خدا بدين صراحت و جزئي نگرانه نيامده بود.
«ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهالكم عنه فانتهوا» (سوره حشر، آيه 7)
پيامبر (ص) در تفصيل و تفسير وحي، بري از اشتباه و خطا بود و خداوند نيز مردم را تكليف فرمود كه هر آنچه وي مي فرمايد بدان عمل نمايند.
«ما ينطق عن الهوي. ان هو الا وحي يوحي» (سوره نجم، آيه 3 و4)
هر چه از پيامبر اكرم (ص) صادر مي شد‏، منشاء وحياني داشت. از اين رو كلام پيامبر بدون چون و چرا مقبول مي افتاد و اعتبار و حجيت يقيني داشت.
«لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه» (سوره احزاب، آيه 21)
رفتار پيامبر گرامي اسلام نيز معصومانه تلقي مي شد و مي توانست- به مثابه حجت الهي- مباني درك و تفسير حقيقت قرار گيرد.
«النبي اولي بالمومنين من انفسهم» (سوره احزاب، آيه 6)، «انما وليكم الله و رسوله» (سوره مائده، آيه 55)
پيامبر اكرم (ص) نسبت به مومنان از اولويت و تقدم برخوردار است و بر آنان از خودشان سزاوارتر است و خداوند بعد از خود، آن حضرت را به ولايت مردم برگزيده است.
«اطيعوا الله و اطيعوا الرسول» (سوره نساء، آيه 59‏ سوره تغابن، آيه 12)
بر مسلمانان است كه غير از دستورات ابلاغي از ناحيه وحي كه اطاعت از خدا است «اطيعو الله» از دستورات پيامبر اكرم (ص) نيز تبعيت كنند «و اطيعوا الرسول» و شخصي كه به خدا و رسول خاتم ايمان دارد‏، بايد ولايت هر دو را پذيرا باشد.
از آنچه گفتيم مي توان چنين نتيجه گرفت كه سنت نبوي كه همان گفتار و كردار پيامبر اكرم (ص) است، مبناي عمل مسلمانان قرار داشت و پيامبر اكرم (ص) افزون بر منصب رسالت كه همان ابلاغ وحي بود، داراي نقش مرجعيت ديني نيز بودند؛ يعني در تفسير دين و ديدگاه شارع، مرجعيت داشتند. گذشته از آن پيامبر اكرم (ص) داراي منصب ولايت نسبت به مردم بودند و آن حضرت مرجع نهايي هر گونه اختلاف ميان مردم بودند و به مقتضاي همين ولايت، آن حضرت رهبر مردم بودند و رياست عام آنان را بر عهده داشتند.
«رسول اكرم در راس تشكيلات اجرايي و اداري جامعه مسلمانان قرار داشت. علاوه بر ابلاغ وحي و بيان و تفسير عقايد و احكام و نظامات اسلام‏، به اجراي احكام و برقراري نظامات اسلام همت گماشته بود تا دولت اسلام را به وجود بياورد.» (امام خميني (ره)‏، ولايت فقيه، ص 15)

کرامت انساني در مکتب مهربان ترين فرشته خاکي
يکي از مسائل مهم در رسالت پيامبر اسلام (ص) توجه به کرامت انساني بود. آن حضرت، مقصود از رسالت خويش را تکميل مکارم اخلاقي خواند و فرمود : " من مبعوث شده ام تا مکارم اخلاق را تکميل کنم. " ( بحار الانوار ، ج 16 ، ص 280)
آنچه در موضوع اخلاق محور قرار مي گيرد ، کرامت انساني است . خداوند خود در قرآن کريم مي فرمايد که ما بني آدم را کرامت بخشيديم و او را بر بسياري از آفريده هاي خود برتري داديم . ( سوره اسراء ، آيه 70 ) زيرا انسان در اصل منسوب به خداست و خداوند از روح خود در او دميده است . بنابراين انسان فطرتي الهي دارد و اگر از ارزش هاي ذاتي خود دور گردد ، به انحراف کشيده مي شود . پيامبر گرامي اسلام ( ص ) به انسان به عنوان يک موجود ارزشمند مي نگريست . آن حضرت خود نيز به برترين فضائل و ارزش هاي انساني مزين بود . در زماني که بسياري از ارزش هاي انساني پايمال شده بود ، از محمد ، به عنوان امين ، يعني فرد امانتدار ياد مي شد . پارسايي و کرامت او زبانزد عام و خاص بود . به همين دليل است که دشمنان آن حضرت ، هرگز نتوانستند به ايشان تهمت بزنند . پيامبر گرامي اسلام ( ص ) از حقارت و پستي انسان ها ، آزرده خاطر مي شد . ايشان معتقد بود ، همانگونه که کرامت انسان از سوي خداوند به وي عطا شده است، خود انسان ها نيز بايد مراقب آن باشند. آن حضرت هرگز اجازه نمي داد که انسان ها حتي به خاطر شخصيت برجسته ايشان خود را زبون کنند. روزي فردي نزد ايشان آمد و گفت : " ما همه به تو همانند ديگران سلام مي کنيم . در حاليکه به نظر مي ر سد که چنين اقدامي کافي نيست . از شما مي خواهيم به ما اجازه دهي تا تو را سجده کنيم . " پيامبر در پاسخ فرمود:" سجده براي غير خدا جايز نيست . پيامبرِ خود را تنها به عنوان يک بشر احترام کنيد ، ولي حق او را بشناسيد و از او پيروي کنيد . " ( تفسير مجمع البيان - ج 2 - ص 466 )
گوينده:
پيامبر در صدد بر پايي تمدني براساس اخلاق متعالي بود. از نظر رسول خدا (ص) حتي جنگ با دشمن ، وسيله اي براي اصلاح و تربيت او است . آن حضرت تا آنجا که مي توانست ، دشمنان را به صلح و مدارا دعوت مي کرد و جز در موارد ضروري به جنگ راضي نمي شد . چرا که پيامبر در پي کينه توزي و انتقام جويي نبود. آن حضرت هنگامي که مکه را فتح کرد ، فرمود : " امروز هيچ سرزنشي بر شما نيست . " اين درحالي بود که قريش و مشرکان مکه ، بيشترين دشمني را با پيامبر داشتند و جمعي از ياران ايشان را به شهادت رسانده بودند ، اما پيامبر در انديشه اصلاح انسان ها بود نه در فکر انتقام جويي / از اينرو فرمود : "امروز ، روز گذشت و رحمت است ." پيامبر (ص) به هدايت انسان ها مي انديشيد و در پي بازگرداندن آنها به کرامت و عزت انساني و فطري بود. به همين دليل مي فرمود که خداوند متعال مرا به مدارا کردن با مردم امر کرده است. بديهي است که زمينه و فرصت هدايت در صورتي فراهم مي شود که وحشت آفريني و سخت گيريهاي بي مورد کنار گذاشته شود و نرم خويي و مدارا جايگزين گردد .
يکي از برنامه هاي پيامبر براي احياي کرامت انساني ، زدودن انديشه ها از خرافه پرستي بود . آن حضرت براي زدودن خرافات ، گام هاي مهمي برداشت . هنگامي که آن حضرت ، معاذ بن جبل از يارانش را به يمن فرستاد به او چنين سفارش کرد :
" آثار جاهليت ( افکار و عقايد خرافي ) را در ميان مردم نابود کن و سنن اسلام را که ( همان دعوت به تعقل است ) زنده ساز ."
خرافه زدايي مهم ترين عامل رشد فکري در جهت تکريم انسان هاست . ذهني که دچار خرافه باشد نمي تواند به رشد و باروري برسد. پيامبر خرافات را با حقيقت توحيد در تضاد مي دانست . از اين رو زماني که فرزندش ابراهيم از دنيا رفت و همزمان خورشيد گرفتگي رخ داد ، در مقابله با کساني که اين دو حادثه را به هم ربط داده بودند ، فرمود : "خورشيد و ماه از نشانه هاي خدا هستند و اين پديده ها به حيات و مرگ کسي ارتباط ندارد . هرگاه اين حادثه ( خورشيد گرفتگي ) روي داد ، خدا را ياد کنيد و کبريايي او را به زبان آوريد . " ( اصول کافي - ج 3 - ص 463 )
پيامبر نه تنها با خرافات به مبارزه پرداخت ، بلکه دينداري بدون خردمندي را دور از شان و منزلت انسان دانست . آن حضرت ، عقل را بهترين آفريده خدا معرفي کرد و فرمود : " خداوند چيزي را بهتر از عقل در ميان بندگان خويش قسمت نکرد . " ازاين رو آن حضرت بر خردورزي تاکيد مي کرد و اسلام را ديني بر پايه عقلانيت مي دانست . (اصول کافي - ج 1 - ص 19 )
يکي ديگر از وجوه احترام پيامبر به کرامت انسان ها اين بود که آن حضرت هرگز کسي را در پذيرش دين مجبور نکرد. زيرا ديني که خود مدعي آزادي انسان از قيد و بندهاي شيطاني و رهايي از اسارت نفس است ، نمي تواند با اکراه پذيرفته شود . زبان و رفتار پيامبر در امر تبليغ دين اسلام ، آميخته با اکرام و احترام بود . حتي ايشان به عقايد پيروان ديگر اديان آسماني احترام مي گذاشت و مانع انجام وظايف ديني آنان نمي شد . پيامبر، ارتباطي صميمانه با مردم داشت . اگر برده و غلامي آن حضرت را دعوت مي کرد، مي پذيرفت و با او هم نشين مي شد . سلوک رفتاري پيامبر با ساده ترين مردم زمان خود هم خواني داشت . ايشان غذايي ساده همچون ديگر انسان ها مي خورد و روي زمين مي نشست تا به انسان ها بفهماند که امور ظاهري و بهره منديهاي مادي ، براي انسان کرامت و ارزش نمي آفريند . چراکه ارزش انسان ها به برخورداري ازکمالات روحي و معنوي است . چنين بينشي همراه با فروتني و تواضع پيامبر ، عامل مهمي در گسترش اسلام و پذيرش آن شد .
اين چنين است که هنوز دلهاي بسياري با نام و ياد اين شخصيت بزرگ ، مأنوس است و هر روز بر ايمان آورندگان به او و رسالتش افزوده مي گردد . روزانه ميليون ها مسلمان در اقصي نقاط جهان ، در نماز به رسالت او شهادت مي دهند و با آرمان هاي متعالي اش پيمان مي بندند . در عظمت و شان آن حضرت ، همين بس که خداوند در قرآن نام ايشان را در کنار نام خود آورده است و ايمان به پيامبر را از نشانه هاي نزديکي به مقام قرب الهي مي داند.

سخن پاياني
 چه نيكو است كه شخصيت جامع پيامبر اكرم (ص) و كمال و عظمت معرفتي، اخلاقي و وجودي آن بزرگوار را كه به عنوان قرآن مجسم و ناطق و نماد مطلق و تام «انسان كامل» در ميان مسلمانان، حجت و الگويي ماندگار است، سرمشق زندگي خود قرار دهيم تا به سعادت و كمال حقيقي دست يابيم. «لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه» (سوره احزاب، آيه 21)
براي شناخت پيامبر اعظم (ص) ،  بايد «عبد خدا» بود و شب زنده داري كرد، با كفار و منافقان جهاد و مبارزه كرد، در راه رشد دانش و معرفت و آگاهي مجاهدت كرد، با مومنان و هم كيشان مهربان و متواضع بود، به مستمندان كمك و انفاق نمود و از افتادگان دستگيري كرد، با يتيمان مهربان بود و آنان را نيكي و خدمت كرد و…
به ياد داشته باشيم كه اگر قرآن كريم مسلمانان را به تاسي و الگوگيري از پيامبر گرامي اسلام (ص) فراخوانده است، خود نيز خطوط روشن آن را ترسيم كرده است و زماني پيوند ما مسلمانان با وجود مقدس رسول اكرم (ص) مي‌تواند معني‌دار و موثر باشد كه آن بزرگوار را به عنوان مقتدا، امام، الگو و پيشواي حقيقي بشناسيم و در مسلك و سلوك از ايشان پيروي كنيم و اين امر ممكن نيست مگر با مراجعت به قرآن كريم و ترسيم خطوط روشن اين كتاب آسماني كه نشان مي دهد كه پيروان آن حضرت چه خطوط كلي را در زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي خود بايد سرمشق قرار دهند تا بتوانند به قله رفيع كمال و رشد حقيقي و رضاي خدا دست يابند.

نام نظردهنده:
پست الکترونیک:
متن نظر: *
نظرات شما:
1

سایر مقاله های ارسالی:
9 آبان 1395 رسانه براي دگرگون کردن جهان، من رسانه ها را مي خواهم!
9 آبان 1395 سياسي رسالت يک رسانه خبري در مقابله با شايعه
9 آبان 1395 مديريت مديريت جنگ رسانه اي در دهکده جهاني
30 شهريور 1393 اجتماعي شاهکار ارتباط سازنده
19 شهريور 1393 اجتماعي زنان در برابر اخبار بد آسيب پذيرتر يا مردان؟
11 شهريور 1393 خواندني ها عبور از مشکلات با اراده قوي
6 مرداد 1392 فرهنگي شب قدر؛ شب وصل
18 بهمن 1391 مديريت مديريت جنگ رسانه اي در دهکده جهاني
31 تير 1391 فرهنگي سلام بر رمضان، ماه ميهماني خدا
16 خرداد 1391 فرهنگي علي (ع)؛ خورشيد هميشه تابان تاريخ
16 خرداد 1391 سياسي قيام 15 خرداد، گوياي يک واقعيت
14 فروردين 1391 سياسي 12 فروردين؛ انعکاسي روشن از دمکراسي واقعي
4 بهمن 1390 فرهنگي سيماي مهربان ترين فرشته خاکي در کلام الهي
4 بهمن 1390 فرهنگي ولايت عشق
22 دي 1390 فرهنگي کدامين برگ دفتر عشق حسيني را ورق بزنيم؟
26 مرداد 1389 انديشه قرار با خدا
26 مرداد 1389 فرهنگي سلام بر رمضان، ماه ميهماني خدا
6 مرداد 1389 فرهنگي واقعي/ ملاقات با تشنه راه حقيقت در قطار تهران- مشهد
20 تير 1389 اجتماعي معادلات عشق/ با چه کسي زندگي کنيم؟
12 خرداد 1389 اجتماعي داستاني بسيار زيبا از رويش يک عشق/ دختري با يک گل سرخ
1 2 3 4 5 6 7
Copyright © 2004-2008 Arya Youth Analysts Clup, All rights reserved.