صفحه اصلی درباره ما::ارتباط با ما
.
 
Skip Navigation Links
.
امکان عضويت براي تمام مخاطبان به عنوان خبرنگار افتخاري در سايت باشگاه خبرنگاران افتخاري آريا فراهم شد. خوانندگان محترم خبرگزاري آريا مي توانند با عضويت در باشگاه خبرنگاران افتخاري خبرگزاري آريا، اخبار خود را براي ما ارسال نمايند تا پس از بررسي و تاييد به نام ارسال کننده در سايت باشگاه منتشر شود.
متن مقاله

کدامين برگ دفتر عشق حسيني را ورق بزنيم؟
نویسنده: عليرضا تاجريان
مترجم:
ارسال کننده: عليرضا تاجريان
22 دي 1390
اربعين نهضت امام حسين (ع) فرا رسيده و اين روز بزرگ آينه باز تابنده حماسه ها و باورهاي عاشوراست.
به ياد کربلا دل ها غمگين است
دلا خون گريه کن چون اربعين است
کدامين برگ دفتر عشق حسيني را ورق بزنيم، تا تجلي حماسه ها، روح و روانمان را حياتي تازه بخشد؟ مگر مي توان در جاي جاي اين دفتر خونين و تاريخ زرين، جز حماسه و کرامت يافت؟ هر قدم و هر عمل حسين بن علي (ع) و يارانش و پيام رسانان خونش، حماسه اي ماندگار است. 
اگر دفتر عشق و شور و عرفان هر بزرگ مرد الهي را بگشايي، حسين و حماسه حسيني را سرفصل آن مي بيني، عزت و اقتدار و آرمان گرايي را در آن مي بيني که حيات اسلام ناب محمدي (ص)، آزادي و آزادگي را با پايمردي و استقامت خويش به ثبت رسانده است، حماسه حسيني را مي بيني که در آن گلبانگ توحيد در چکاچک شمشير بر بلنداي سرنيزه ها و در سرزمين مقدس کربلا شکفته است، سرزمين کربلا را مي بيني و انفجار نور و ظهور حماسه از يک سو و تبلور قساوت و حد اعلاي فاجعه را از سوي ديگر ، نينوا را مي بيني که سرزميني است براي نمايش تمام عشق، آنگاه که خورشيد نيز در دام اين عشق گرفتار مي شود.
اگر منظومه عارفان را بگشايي، آنگاه سير سلوک سالکان الي الله و جهاد مجاهدان في سبيل الله را بي حسين و حماسه حسيني نمي بيني، تنها حسين و حماسه حسيني را مي بيني، شجاعت و فدارکاري را مي بيني، پيروزي خون بر شمشير را مي بيني، پيروزي خون بر سر نيزه ها را مي بيني، شکست ابرقدرتها را در مقابل حق مي بيني، راه مبارزه با ستمکاران را مي بيني، پرچم هدايت را در دستان حسين مي بيني، نور حسين را در عاشورا مي بيني و حماسه شورانگيز حسين را مي بيني، سرخي خورشيد را در غروب عاشورا مي بيني و…
سخن از کيست؟ سخن از حسين، فرزند پاک حضرت محمد (ص)، علي (ع) و فاطمه زهرا (س) است، سخن از مظلوميت حسين است، سخن از قيام حسين است، سخن از کشته شدن حسين است، سخن از حسيني است که کشته شد تا اسلام زنده بماند و وجدانهاي خفته بيدار گردد.
      «خون او تفسيراين اسرار كرد                               ملت خوابيده را بيدار كرد»(1)
 اکنون قرنهاست که اربعين حسيني، خون حيات و آزادگي و مردانگي را در رگ هاي امت اسلام دوانده است. ما مسلمانان سال هاست که با اربعين، پيوند خورده ايم. 
در زيارت اربعين درمورد فلسفه آن آمده است: «حسين عليه السلام خون قلبش را به آستان الهي هديه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و ناداني و حيرت گمراهي رهايي بخشد.» همانگونه که پيامبر گرامي اسلام فرموده است ، حسين چراغ هدايت و کشتي نجات است .
اربعين فرصت ديگري است تا از از امام حسين (ع) و از قيام حسيني (ع) بيشتر سخن بگوئيم.

امام حسين (ع) کيست؟
روز سوم شعبان سال چهارم هجري در مدينه دومين فرزند امام علي (ع) و فاطمه زهرا (س)  به دنيا آمد،رسول خدا (ص) پس از ولادت، نام «حسين» بر وي نهاد، آن گاه او را بوسيد و گريست و فرمود: «تو را مصيبتى عظيم در پيش است، خداوندا! كشنده او را لعنت كن!…» 
امام حسين (ع) دوران کودکي را با پيامبر خدا (ص) سپري کرد و علم و ادب را از رسول خدا (ص) آموخت، شدت علاقه رسول خدا (ص) به امام حسين (ع) به قدري بود که نمي توانست کوچکترين ناراحتي اش را تحمل کند و مي فرمود: «حُسَيْنٌ مِنّى وَ أَنـَا مِنْ حُسَيْن، أَحَبَّ اللّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً، حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ الاَْسْباطِ.»؛ «حسين از من است و من از حسينم، خداوند دوست دارد كسى را كه حسين را دوست مي دارد، حسين سبطى از اسباط است.»
امام حسين (ع) پس از رحلت رسول الله، علم، بخشش، بزرگواري، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگيري از بينوايان، عفو ، حلم و… را از پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) فرا گرفتند.  در کنار پدر بزرگوارشان، حضرت علي (ع)، در جنگ «جمل»، «صفين» و «نهروان» شرکت کردند و تمام حوادث پرتلاطم دوران آن حضرت را ديدند.
پس از شهادت حضرت علي (ع)، امامت به امام حسن (ع) رسيد، امام حسين (ع) مدت ده سال تمام همراه و همگام برادر خويش بودند و پس از شهادت امام حسن (ع) در سال 50 هجري، بار امامت را به دوش گرفتند. در دوران ده سالي که معاويه بر حکومت مسلط بود، امام حسين (ع) همواره يکي از معترضين سرسخت به سياست هاي معاويه و دستگيريها و قتلهاي او بودند. در سال 60 هجري که يزيد به مسند خلافت نشست نامه اي به والي مدينه نوشت تا از امام حسين (ع) به نفع او بيعت بگيرد، اما امام حسين (ع) که از فساد و بي لياقتي يزيد آگاه بود، از بيعت امتناع کردند. کوفيان و مردم عراق براي آن حضرت نامه ها نوشتند و از ايشان دعوت کردند که به کوفه بيايند تا آنها با امام حسين (ع) بيعت کنند. امام حسين (ع) با اينکه از خيانت مردم کوفه به پدر و برادر بزرگوارشان آگاه بودند و از سستي پيمان آنان اطلاع داشتند از مکه به سمت عراق حرکت کردند. امام حسين (ع) ابتدا مسلم بن عقيل را براي اطلاع از اوضاع کوفه به اين شهر فرستادند، اما کوفيان پيمان شکني کردند و عقيل را به شهادت رساندند. امام حسين (ع) که به همراه خانواده، فرزندان و ياران خويش به سرزمين «کربلا» رسيده بودند به محاصره سپاه کوفه درآمدند، اما تسليم نيروهاي يزيد نشدند و سرانجام در روز عاشورا در سرزمين مقدس کربلا، مظلومانه و تشنه کام، همراه اصحاب خويش به شهادت رسيدند تا اسلام را از زوال و نابودي نجات دهند. امام حسين (ع) و 72 تن از ياران وفادارش شهد شيرين شهادت نوشيدند تا کربلا را به عنوان کانون الهام و عاشورا را به عنوان روز قيام و آزادگي به دنياي اسلام معرفي کنند تا اسلام زنده بماند و وجدان هاي خفته بيدار گردد.
 
اهداف قيام حسيني 
سئوالي که بايد به آن پاسخ داده شود اين است؛ امام حسين (ع) براي تحقق چه هدفي حرکت کرد؟ با چه انگيزه اي قيام کرد؟ و اهداف قيام حسيني چه بود؟
براي پاسخ به اين سئوالات بايد امام حسين (ع) را شناخت و بدون تکلف اين اهداف را از سخنان آن حضرت استنباط کرد. 
هنگامي که امام حسين (ع) قصد ترک مدينه را دارد، چنين مي فرمايد: «إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسيرَ بِسيرَةِجَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبيطالِب»; يعنى: «من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم. مي خواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم على بن ابيطالب عمل كنم.»
در اين سخن، مي توان هدف از قيام حسيني را اصلاح امت، امر به معروف و نهي از منکر و تحقق سيره و روش پيامبر و علي (ع) بيان کرد.
همچنين مي فرمايند:«إِنَّ هذِهِ الدُّنْيا قد تَغَيَّرَتْ وَ تَنَكَّرَتْ وَ أَدْبَرَ مَعْرُوفُها، فَلَمْ يَبْقَ مِنْها إِلاّ صُبابَةٌ كَصُبابَةِ الاِْناءِ وَ خَسيسُ عَيْش كَالْمَرْعَى الْوَبيل، أَلا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْباطِلَ لا يُتَناهى عَنْهُ، لِيَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فى لِقاءِاللّهِ مُحِقًّا، فَإِنّى لا أَرَى الْمَوْتَ إِلاّ سَعادَةً وَ لاَ الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إِلاّ بَرَمًا، إِنَّ النّاسَ عَبيدُ الدُّنيا وَ الدّينُ لَعْقٌ عَلى أَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مادَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَإِذا مُحِّصُوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانُونَ.»؛ يعني: «راستى اين دنيا ديگرگونه و ناشناس شده و معروفش پشت كرده، و از آن جز نمى كه بر كاسه نشيند و زندگي اى پست، همچون چراگاه تباه، چيزى باقى نمانده است. آيا نمي بينيد كه به حقّ عمل نمي شود و از باطل نهى نمي گردد؟ در چنين وضعى مؤمن به لقاى خدا سزاوار است. و من مرگ را جز سعادت، و زندگى با ظالمان را جز هلاكت نمي بينم. به راستى كه مردم بنده دنيا هستند و دين بر سر زبان آنهاست و مادام كه براى معيشت آنها باشد پيرامون آناند، و وقتى به بلا آزموده شوند دينداران اندكاند.»
در اين سخن، حضرت از تباهي دنيا سخن مي گويند، از وظيفه يک مسلمان که همان امر به معروف و نهي از منکر است، سخن مي گويند و اين امر خطير را گوشزد مي کنند. بنابراين امام حسين (ع) وقتي تباهي دنيا را مي بينند، بايد به وظيفه مسلماني خويش عمل کنند، يعني بايد فريضه امر به معروف و نهي از منکر را به جا آورند، و اين امر ممکن نيست جز با قيام حسيني تا چهره واقعي استبداد و ستمگري را نشان دهد، هر چند که حضرت مي دانند که در اين راه به شهادت خواهند رسيد، اما ايشان شهادت را بهتر از ننگ و ذلت و خواري و زندگي پست دنيوي مي دانند.
امام حسين (ع) در مسير حركت به سمت كوفه به اصحاب با وفاي خويش مي فرمايند : زندگي دنيا گرچه نفيس و پر بهاست، ولي پاداش خدا در جهان ديگر بالاتر و پربهاتر است. و اگر سرانجام جمع آوري مال و ثروت،ترك نمودن آن است،پس نبايد مرد براي آن بخل ورزد و اگر روزي‌هاي بندگان، تقسيم و مقدر شده‌است،پس كمي حرص مرد در كسب زيباتر،و اگر بدنها براي مرگ آفريده‌شده‌است،پس كشته شدن مرد در راه خدا چه بهتر. درود بر شما اي خاندان پيامبر،كه من به زودي از ميان شما كوچ خواهم‌كرد.»
در اين سخن، نکته ها پنهان است، و اين سخن مي تواند جواب تمام کساني باشند که ادعا مي کنند که امام حسين (ع) براي زندگي دنيوي قيام کرد. در اين سخن، حضرت به صراحت اعلام مي کند که زندگي دنيا در نظر او هيچ است و کشته شدن در راه خدا از آن بهتر و والاتر است. 
امام حسين (ع) در مقام ديگرى مي فرمايد:«أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ ما كانَ مِنّا تَنافُسًا فى سِلْطان وَلاَاِلْتماسًا مَنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَلكِنَّ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَنَظْهِرَ الاِْصْلاحَ فى بِلادِكَ وَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مَنْ عِبادِكَ ويُعْمَلَ بِفَرائِضِكَ وَسُنَنِكَ وَأَحْكامِكَ.»؛ يعني: «بار خدايا! تو مي دانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و دستيابى به كالاى دنيا نبوده، بلكه هدف ما اين است كه نشانه هاى دينت را به جاى خود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم، تا ستمديدگان از بندگانت امنيّت يابند و به واجبات و سنّتها و دستورهاى دينت عمل شود.»
هدف قيام حسيني در اين سخن، برگرداندن نشانه و علايم دين به جاي اصلي خود، اصلاحات در همه شهرها، ايجاد امنيت براي مردم و فراهم ساختن زمينه عمل به واجبات و مستحبات و احکام الهي است. 
و آنگاه که امام حسين (ع) با سپاه حربن يزيد رياحي برخورد مي کنند، مي فرمايند: «أَيُّهَا النّاسُ فَإِنَّكُمْ إِنْ تَتَّقُوااللهَ وَتَعْرِفُوا الْحَقَّ لاَِهْلِهِ يَكُنْ أَرْضى للهِ وَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّد(صلى الله عليه وآله وسلم) أَوْلى بِوِلايَةِ هذا الاَْمْرِ مِنْ هؤُلاءِ الْمُدَّعينَ ما لَيْسَ لَهُمْ وَالسّائرينَ بِالْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ.»؛ يعني «اى مردم اگر شما از خدا بترسيد و حقّ را براى اهلش بشناسيد، اين كار بهتر موجب خشنودى خداوند خواهد بود. و ما اهل بيت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، به ولايت و رهبرى، از اين مدّعيانِ نالايق و عاملان جور و تجاوز، شايسته تريم.» 
در اين سخن حضرت به نقش ولايت و رهبري جامعه اشاره دارند و از سپاه حربن يزيد رياحي مي خواهند که اگر آنان به دنبال حق هستند، امام حسين (ع) حق به تمام معنا و در ولايت و رهبري از همه مدعيان لايق تر است.
همچنين حضرت در مقام ديگري مي فرمايند:«إِنّا أَحَقُّ بِذلِكَ الْحَقِّ الْمُسْتَحَقِّ عَلَيْنا مِمَّنْ تَوَلاّهُ.»؛ يعني:«ما اهل بيت به حكومت و زمامدارى  نسبت به كسانى كه آن را تصرّف كرده اند سزاوارتريم.»
در اين سخن نيز مي توان چنين استنباط کرد که حضرت خود را شايسته رهبرى و زمامدارى بر مردم مي دانند، نه يزيد فاسد و دستگاه جائر او را. اما بايد توجه داشت که حضرت قصد خلافت و پادشاهي ندارند بلکه مي خواهند به وظيفه خطير امامت و ولايت خويش بر مسلمين عمل کنند.
زماني که فرزدق شاعر معروف در بين راه مكه وعراق امام حسين (ع) را ملاقات مي کند، از ايشان مي پرسد: «چگونه به طرف كوفه مي‌روي در حالي كه پسر عمّت مسلم بن عقيل را كشتند»، امام در جواب مي فرمايند :« امّا اِنَّه صارَ اِلي رَحمة الله تَعالي و  رِضْوانَه وَ قَضي ما عَلَيْةِ وَبَقي ما عَلَيْنا»؛ يعني:« اما مسلم به رحمت خدا پيوست و به كاخ بهشت جا گرفت . كار او گذشت و اينك وقت ماست .»
با اندکي تامل در اين سخن، مي توان گفت که امام حسين (ع) اگر هدفي غير از آن هدف الهي خويش داشتند، بايد تغيير مسير مي دادند و از حرکت به سمت عراق منصرف مي شدند، اما آن حضرت به حرکت خود ادامه مي دهند، چرا که قيام و حرکت امام حسين (ع) در هر صورت پيروز ميدان است. 
اگر بخواهيم به يک جمعبندي پيرامون اهداف قيام حسيني برسيم، مي توان چنين گفت که امام حسين (ع) در شرايطي قرار دارند که تباهي دنيا را مشاهده مي کنند، جور و ستم ستمگران را مي بينند، بنابراين بايد حداقل کار ممکن را انجام دهند؛ يعني به عنوان يک مسلمان وظيفه دارند که امر به معروف و نهي از منکر کنند، اما از سوي ديگر ايشان، امام مسلمين نيز هستند و وظيفه امامت و ولايت را بر دوش دارند و بايد حرکت کنند، بايد قيام کنند تا چهره واقعي بني اميه آشکار شود، وجدان هاي خفته بيدار گردد و حق بر باطل پيروز شود. 
امام حسين (ع) مي خواهند، قيام کنند تا امت اصلاح شود، به امر به معروف و نهي از منکر در جامعه پرداخته شود، سيره پيامبر و علي (ع) تحقق يابد و حق به طور کامل محقق گردد، اما فراهم ساختن زمينه اجراي اين امور زماني ممکن است که امر امامت و ولايت مسلمين در مسير اصلي خويش قرار گرفته باشد و با تشکيل حکومت اسلامي تمام اين امور محقق گردد. 
به حکم امامت، امام حسين (ع) به پايان کار علم دارند و نيک مي دانند که در اين راه به شهادت خواهند رسيد، اما آن حضرت مي دانند که با شهادت ايشان و ياران وفادارشان، اسلام زنده خواهد ماند.

نتايج قيام حسينى 
- ارکان مخوف دين سالاري ساختگي اموي را که امويان سلطه سلطنتي خويش را بر آن استوار ساخته بودند، در هم شکست و حاکمان تبهکار بني اميه را که درصدد احياي نظام جاهلي بودند، رسوا ساخت.
- وجدان هاي خفته را بيدار کرد؛ شهادت امام حسين (ع)، موج شديدي از احساس گناه را در وجدان مسلماناني که او را ياري نکرده بودند، برانگيخت، که از يک طرف برخي از اين مسلمانان به توبه روي آوردند و از سوي ديگر عده ديگري از اين مسلمان در پي انتقام از قاتلين آن حضرت برآمدند و قيام هايي را به راه انداختند. 
- شهادت امام حسين (ع) و ياران وفادارش از نظر معنوي نيز تاثيرات ژرفي بر روح و روان مسلمان داشت، و در واقع قيام حسيني يک اخلاق جديد را به جامعه ارايه کرد، که در آن اخلاق بلند نظرانه امام حسين (ع) و ياران وفادارش جاي داشت، اخلاق عالي اسلامي با همه صفات و طراوت آن نشان داده مي شد. و بدين جهت عده اي از مسلمانان که عادت کرده بودند که دين و وجدان خود را به بهاي اندک بفروشند و در برابر ستمکاران گردن خم کنند، با شهادت امام حسين (ع) و فرزندان و ياران آن حضرت، اين نکته را دريافتند که يک مسلمان واقعي بين زندگي زبونانه و مرگ شرافتمندانه، مرگ با عزت را بايد بر زندگي با ذلت ترجيح دهد و  به يک رشد فکري رسيدند و سعي کردند که دين و ايمان خود را به ناچيز نفروشند. 
- قيام امام حسين (ع) در برابر جور و ستم، چنان وجدان هر مسلماني را تکان مي داد و او را از خواب سنگين و طولاني راحت طلبي و فرصت طلبي بيدار مي کرد که زندگي او شکلي ديگر به خود مي گرفت، قيام حسيني روح مبارزه جويي را در آنان برمي انگيخت و  همه سدهاي روحي و اجتماعي را که مانع قيام و انقلاب مي شد، در هم فرو مي ريخت؛ آري قيام حسيني به مردم اين درس را مي آموخت که در برابر جور و ستم تسليم نشويد، انسانيت خود را مورد معامله قرار ندهيد، با نيروي اهريمن بجنگيد و همه چيز را در راه تحقق آرمانهاي اسلام ناب محمدي (ص) فدا سازيد. 
- قيام حسيني (ع) نتايج ديگري نيز داشته است، از جمله؛ استحکام مباني عقيدتي و مذهبي از طريق مجالس عزاداري که براي آن حضرت برگزار مي شود، ايجاد وحدت بين مسلمانان در مراسم عزاداري، هويت بخشي به مفهوم زندگي مومنان، شکل گيري روح انقلابي و قيام بر عليه ظالمان زمان، تاکيد بر آداب ديني در ايام محرم از طريق دعوت به توبه، دعا، زيارت، امر به معروف و نهي از منکر، تلاوت قرآن، انفاق و… 
سخن پاياني: محرم رازهايي در سينه دارد، که بايد آن را در قيام حسيني دريافت، بايد چشم هاي خود را به روشنايي روز عاشورا گشود و به خورشيد برآمده در ظهر عاشورا نگريست، تا رازهاي ماه محرم را دريافت، بايد از حماسه عاشورا درس ها فرا گرفت. بايد پيروزي خون بر شمشير را ديد، بايد پيروزي مظلوم بر ظالم تا بن دندان مسلح را ديد تا به واقعه عاشورا و حماسه حسيني پي برد. بايد حسين را شناخت تا با اهداف قيام حسيني آشنا شد، بايد چشم ها را باز کرد و به محرم با نگاه ژرفي نگريست، تا با رازهاي اين ماه و برکات آن آشنا شد.

نام نظردهنده:
پست الکترونیک:
متن نظر: *
نظرات شما:
1

سایر مقاله های ارسالی:
9 آبان 1395 رسانه براي دگرگون کردن جهان، من رسانه ها را مي خواهم!
9 آبان 1395 سياسي رسالت يک رسانه خبري در مقابله با شايعه
9 آبان 1395 مديريت مديريت جنگ رسانه اي در دهکده جهاني
30 شهريور 1393 اجتماعي شاهکار ارتباط سازنده
19 شهريور 1393 اجتماعي زنان در برابر اخبار بد آسيب پذيرتر يا مردان؟
11 شهريور 1393 خواندني ها عبور از مشکلات با اراده قوي
6 مرداد 1392 فرهنگي شب قدر؛ شب وصل
18 بهمن 1391 مديريت مديريت جنگ رسانه اي در دهکده جهاني
31 تير 1391 فرهنگي سلام بر رمضان، ماه ميهماني خدا
16 خرداد 1391 فرهنگي علي (ع)؛ خورشيد هميشه تابان تاريخ
16 خرداد 1391 سياسي قيام 15 خرداد، گوياي يک واقعيت
14 فروردين 1391 سياسي 12 فروردين؛ انعکاسي روشن از دمکراسي واقعي
4 بهمن 1390 فرهنگي سيماي مهربان ترين فرشته خاکي در کلام الهي
4 بهمن 1390 فرهنگي ولايت عشق
3 بهمن 1390 فرهنگي در مکتب آخرين رسول الهي
26 مرداد 1389 انديشه قرار با خدا
26 مرداد 1389 فرهنگي سلام بر رمضان، ماه ميهماني خدا
6 مرداد 1389 فرهنگي واقعي/ ملاقات با تشنه راه حقيقت در قطار تهران- مشهد
20 تير 1389 اجتماعي معادلات عشق/ با چه کسي زندگي کنيم؟
12 خرداد 1389 اجتماعي داستاني بسيار زيبا از رويش يک عشق/ دختري با يک گل سرخ
1 2 3 4 5 6 7
Copyright © 2004-2008 Arya Youth Analysts Clup, All rights reserved.